بهداشت
 

شکر میان کلام
 

نوشته های رسیده
 

 عکس های رسیده
 

مقاله های انتخابی
 

 ادبیات
 

گفتارها
 

Magazine in English
 

ویدئو
های انتخابی

Contact Us
پیوند با ما

تریبون آزاد نشریه پوشه

 مشاغل ایرانیان

Links

همگانی

Archives in
 English

در بخش تریبون آزاد نشریه پوشه شما با هر باور سیاسی یا گروهی، میتوانید سخنان خود را با دیگران در میان بگذارید

صفحه نخست نشریه پوشه



از میان ایمیل های رسیده از چهار گوشه جهان، صفحه دوم
برای رفتن به صفحه یکم روی همین خط کلیک کنید



 آیا می دانید . . . دانستنی هائی که همه باید بدانند

آیا می دانید که در جنگ 8 ساله ؛ سالانه بطور متوسط 125 میلیارد دلار خسارت به کشور وارد شد، اما عملکرد احمدی نژاد باعث شد سالانه 188 میلیارد دلار خسارت به کشور زده شود؟
آیا میدانید که دولت احمدی نژاد گاز را از کشور ترکمنستان 350 دلار در هر هزارمتر مکعب می خرد و به ترکیه 200 دلار می فروشد؟ و آیا می دانید که پیشنهاد ترکمنستان 140 دلار بود، اما پس از طولانی شدن مذاکرات، نهایتاً قرارداد350دلاری منعقد شد؟

 ( روزنامه سرمایه 14/10/87 )

آیا می دانید که خسارت اقتصادی احمدی نژاد آنقدر زیاد است که به هر خانواده ایرانی بیش از 5/1 کیلوگرم طلا می رسید؟
 ( مقاله فرصت سوزی ها و خسارات اقتصادی احمدی نژاد )  

آیا می دانید که ساخت پالایشگاه های نفت در دولت احمدی نژاد، سالانه 5/1 درصد پیشرفت داشته و با این حساب 67 سال طول می کشد تا ساخته شوند؟
( روزنامه سرمایه14/02/88 )

آیا می دانید که مهندس میر حسین موسوی در زمان جنگ از محل صرفه جویی برنج یارانه ای، پالایشگاه آبادان را در در طی 98 روز به بهره برداری رساند؟
( سایت کلمه)  

آیا می دانید که امارات و قطر از میدان های گازی مشترک سالانه بیش از 12 هزارمیلیارد تومان گاز بیشتر برداشت می کنند و عدم سرمایه گذاری ایران در دولت نهم منجر به این شده که همسایگان شمالی و جنوبی منابع و ثروت مردم ایران را به یغماببرند و همچنین اهمیت این موضوع کمتر از واگذاری خاک ایران به بیگانگان نیست؟
 (وزارت نفت روزنامه سرمایه 21/02 و 10/02/88 )

آیا می دانید احمدی نژاد در سفر به کنیا ( کشور آفریقایی ) پیشنهاد داده که ایران حاضر است نفت را با 30 درصد تخفیف بفروشد؟
( اکو نومیست شماره های مربوطبه اسفند ماه 87 )

آیا می دانید پروژه ماهواره ایرانی امید در دولت های قبلی شروع شده بود و عمده کار آن را دولت خاتمی انجام داده بود؟
آیا می دانید که دولت احمدی نژاد شروع حفاری و ساخت تونل البرز را در راه آهن اصفهان شیراز با نشان دادن تونل دیگری، به عنوان اتمام و بهره برداری به ملت گزارش داد و ملت را فریفت؟
( اعتماد 10/02/88 )

می دانید که در دولت خاتمی راه آهن بافق _ مشهد به طول 1000 کیلومتر سه ساله ساخته شد، اما در دولت احمدی نژاد سالانه کمتر از 50 کیلومتر راه آهن ساخته شده است؟
آیا می دانید که ایران از نظر تورم و گرانی چهارمین کشور دنیاست؟
آیا می دانید که در دولت احمدی نژاد علی رغم اینکه درآمدهای سالانه 4 برابردرآمد سالانه خاتمی بود، بودجه تحقیقات علمی 5/4 برابر کاهش یافته است؟
( قانون بودجه 86 و87 )

آیا می دانید که اتحادیه اروپا که بیش از 30 کشور ثروتمند می باشد، به پاکستان640 میلیون دلار، اما دولت احمدی نژاد به تنهایی 330میلیون دلار کمک می کند؟
(روزنامه سرمایه 29/01/88 )

آیا می دانید که با ثروت و اعتباری که دولت احمدی نژاد از بین برد، حداقل امکان25 میلیون اشتغال وجود داشت. یعنی نه تنها هیچ بیکاری وجود نداشت، بلکه چندمیلیون نفر خارجی نیز بایستی در ایران کار می کردند؟
(روزنامه سرمایه 10/02/88)

آیا می دانید دولت احمدی نژاد بودجه ساخت مترو تهران را به شهرداری اختصاص نداده است و زمانی که احمدی نژاد شهردار بود، بودجه 350 میلیارد تومانی که برای ساخت مترو، بزرگراه، رفع ترافیک و.... اختصاص داده شده بود را صرف وام دادن به رانندگان تاکسی، افطاری در میادین، کمک به هیأت های مذهبی کرد؟
 ( گزارش کمیسیون تحقیق و تفحص مجلس )

آیا می دانید که دردولت خاتمی در 8 سال 17 میلیارد دلار از صندوق ذخیره ارزی برداشت شد و با آن صنایع نفت، گاز و پتروشیمی و..... ساخته شد، اما در 5/3 سال دولت احمدی نژاد 81 میلیارد دلار برداشت شد و حاصل آن تقریباً هیچ نوع سازندگی نبوده است؟
(روزنامه سرمایه 29/01/88



مشخصات بعضی از بازداشتگاه های مخوف و غیر مشخص جمهوری اسلامی
امیر فرشاد ابراهیمی

 

بازدشتگاه 59 سپاه
این بازداشتگاه در زير زمين های پادگان عشرت آباد واقع شده است. اين بازداشتگاه آنقدر مخوف و فاقد امکانات و قرنطينه شده است که فقط افراد شاغل و دارای اختيارات و مدارج عاليرتبه در امور آن دخالت کرده و اجازه بازديد از آنجا را دارند. در موردی خاص حتی رئيس دادگستری کل استان تهران "عليزاده" در سال 84 آنرا در ليست بازداشتگاه های امنيتی فوق سری قرار داد که حتی به خود او اجازه بازديد از اين بازداشتگاه را نداده بودند.
اين بازداشتگاه تحت اختيار حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران اداره می شود و تمام جرائم خاص رخ داده از جمله اتهامات امنيتی و جاسوسی واقع شده در سپاه پاسداران در آن رسيدگی و تکميل پرونده می شود.
امکانات ملاقات به صورت تعريف شده و آئين نامه ای برای متهمين بازداشتی وجود ندارد. تمام سلولهای متهمين انفرادی است و چند اتاق عمومی زير 10 نفر نیز در این بازداشتگاه وجود دارد. در آنجا از بهداشت و غذا و نور کافی و مطلوب خبری نيست .از اميتاز تماس تلفنی نيز خبری نيست، مگر در حضور بازجو و کارشناس پرونده و با اجازه آنها. 
اين بازداشتگاه به مانند ساير بازداشتگاههای امنيتی با سيستم تعريف شده خود با متهمين برخورد می کند که برخورد شديد و خشن و عدم مراعات حقوق انسانی و نگه داشتن در بی خبری مطلق يکی از کوچکترين انواع برخوردهاست. در اين مجموعه که البته با امکانات ويژه ای که در بخش بازجويی و شکنجه و انفراديهای خاص دارد گنجايش حدود 300 نفر را داراست.
می توان گفت بازداشتگاه 59 سپاه يکی از سری ترين و مهمترين بازداشتگاههای جرائم امنيتی و جاسوسی سرتاسر کشور است که حتی در مواردی بازداشتی های آن تا مدتها بدون کوچکترين اطلاعی در آن نگهداری و شکنجه و بازجويی و يا حتی معدوم می شوند که همه اين اعمال تحت نظارت مستقيم نهاد اطلاعات سپاه پاسداران ساماندهی و انجام می شود. 
در اين بازداشتگاه نيز اعلام آمار رسمی افراد و اسامی آنان مرسوم نيست و همه چيز و همه کس از متهم تا مامور بازداشتگاه با شماره گذاری فراخوانده می شوند و همه جا و همه لحظه متهم با چشم بند تردد می کند و مطلقا تا زمان آزادی و يا انتقال کسی را نمی بيند و کسی هم جز بازجو و بازرسين بازداشتگاه به سراغش نمی آيند.

بازداشتگاه نبوت
بازداشتگاه نبوت واقع در خيابان سهروردی می باشد و اداره آن مشترکا در اختيار وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران است که بر خلاف اکثر بازداشتگاههای امنيتی که در زير زمينها واقع شده اند اين بازداشتگاه با دارا بودن راه ارتباطی مستقل و بدون مزاحمت در بالای يک مجتمع تجاری و به حالت استتار شده ای قرار دارد که حالت يک خانه امن و بازداشتگاه فوق سری را دارد که دارای گنجايش بسيار کمی می باشد و بازداشتی های خاص به آنجا منتقل می شوند که بنا به شرايط جائز نيست به مکانهای معلوم و شناخته شده منتقل شوند.
می توان گفت علی رغم نظارت وزارت اطلاعات بر اين بازداشتگاه ولی عموميت نيروهای عملياتی و اجرايی و بازجويی را نيروهای حفاظت و اطلاعات سپاه پاسداران انجام می دهند.البته از اين مکان به عنوان بازداشتگاه و مکان امن موقت برای برخی بازجويی ها و بازداشت ها و يا نقطه کور در بين بازداشتگاه از نظر رخنه و نشت اطلاعاتی محسوب می شود.
کل چنين مجموعه کوچکی از چند انفرادی و يک اتاق بازجويی تجاوز نمی کند و افرادی در حد انگشت شمار در آن نگهداری می شوند که پس از تحقيقات و بازجوئی های محرمانه به مراکز امن اصلی در بازداشتگاه های بزرگتر منتقل می شوند.در اين مکان از ثبت رايانه ای و نقل و انتقال اطلاعات در مورد شخص بازداشتی و ملاقات و يا ارجاع به مرجع قضايی خبری نيست و اکثر متهمين آنرا متهمين جرائم امنيتی و سياسی سپاه پاسداران تشکيل می دهند.

عشرت آباد
ين بازداشتگاه نيز در داخل قرارگاه مبارزه با مواد مخدر عشرت آباد واقع شده که گنجايش آن چيزی حدود 250 الی 350 نفر است. دارای 3 سالن می باشد که در هر سالن 15 ع انفرادی به ابعاد 5/1-2 متر وجود دارد که در هر انفرادی به زور 5 نفر نگهداری می شوند.متهمين بازداشتی ريز و درشت مرتبط با مواد مخدر سرتاسر تهران را به اين بازداشتگاه منتقل می کنند. در قسمت درب ورودی تمام وسايل افراد را تحويل و در کيسه های انفرادی برزنتی قرار می دهند. متهمين برای اينکه بتوانند پول خرج کنند اجازه بردن تمام پول خود را به بازداشتگاه دارند.
ميانگين مدت اقامت افراد تا زمان انتقال به دادگاه و يا زندان 3 الی 7 روز است البته در موارد خاصی متهمين جرم سنگين و قدرتمند را برای شناسايی رابطينشان و تحت شکنجه و بازجويی قرار دادن ماهها نيز می توانند نگه دارند. بازداشتگاه و تشکيلات عشرت آباد زير نظر اداره مبارزه با مواد مخدر نيروی انتظامی است که يکی از مشهورترين مکانها برای بازجوييهای فنی از متهمين مواد مخدر است. 
شدت عمل و ضرب وشتم در مورد اينگونه متهمين که با مواد مخدر سر و کار دارند در اکثر نهادهای انتظامی بسيار ضعيف و به ندرت است و اکثرا با آنها برخورد فيزيکی خاص و بسيار شديدی مثل اداره آگاهی و اطلاعات انجام نمی شود ولی بازداشتگاه مرکزی مواد مخدر عشرت آباد تنها جاييست که تا مرحله شکستن دست و پا و فک و دنده های متهمين پيش می روند و مجاز به بهره مندی از اجازه همه نوع شکنجه تا سر حد مرگ، در مورد متهمين مواد مخدری است.از بهداشت وملحفه و غذا برای بازداشتيها خبری نيست مگر پس مانده ها و ضايعات غذای سربازان و کارکنان اداره مبارزه با مواد مخدر که به صورت فله ای پخش و توزيع می شود.
مقوله استحمام و حمام به طور مطلق در اين بازداشتگاه وجود ندارد. حتی اگر فرد بازداشتی ماهها در آنجا باشد و گال بگيرد و يا شپش از سر و کول آن بالا برود. در انفراديها چيزی به نام نور و پنجره و تهويه وجود ندارد.در روز فقط 3 بار اجازه استفاده از دستشويی وجود دارد و درها هميشه بسته است و بازداشتی ها به صورت کتابی کنار هم می خوابند.
سالهاست که شستن و تعويض موکت و پتوهای سلولها به فراموشی سپرده شده و اکثرا به استفراغ معتادان و ادرار و مدفوع آنانی که خود را نمی توانند نگه دارند آلوده است. سربازان هر نخ سيگار را به بازداشتی ها ما بين 5 الی 10 هزار تومان می فروشند. از بهداری و دارو و امکانات پزشکی خبری نيست مگر اينکه فرد در حال مرگ باشد که اين واقعه در بازداشتگاه مواد مخدر بسيار رخ می دهد که فرد بر اثر تشنج های پی در پی و عدم رسيدگی و اعزام به بيمارستان دچار ايست قلبی و مرگ می شود که در نهايت با صورت جلسه های ساختگی و نبود شاهد در امر عدم رسيدگی به موقع به وضعيت متهم و بازداشتی متوفی، پرونده بی سرو صدا به نفع متوليان بازداشتگاه و اداره مبارزه با مواد مخدر بسته می شود.
البته در مواردی نيز پرونده بازداشتی فوت شده ای را که بر اثر ضرب و شتم و خفگی در زير دست و پای مامورين بازجويی جان داده با پرونده سازی عدم رسيدن مواد مخدر و يا سنگ کوب و ايست قلبی با صورت جلسه های ساختگی بدون هيچگونه اعتراضی می بندند و دست های پنهان هميشه حامی جنايات آشکار و پنهان آنهاست که اين حمايت های ضد انسانی و ناقض حقوق بشر چنان اختياراتی به متوليان بازداشتگاهها می دهد که هر آنچه می خواهند در دخمه ها انجام دهند و صدای کسی به جايی نمی رسد که يکی از اين مجموعه ها بازداشتگاه تحت اختيار نيروی انتظامی، اداره و بازداشتگاه مبارزه با مواد مخدر عشرت آباد است.
شايد به راحتی بتوان گفت که هيچ مرجع انتظامی و نظامی و امنيتی به اندازه اداره مبارزه با مواد مخدر با قشر دختران و زنان بازداشتی سروکار نداشته باشد که بنا به گفته ها و شنيده ها مدعيات مامورين و شاهدين مرتبط با اين بازداشتگاه همه گونه اذيت و آزار و تعرض و نقض حقوق شهروندی و برخورد ناشايست و تحقير آميز توام با سوء استفاده از اين زنان و دختران بازداشتی در حريم بازداشتگاه انجام می شود که البته در موارد نادر زنان و دخترانی که به آنان تجاوز نمی شود بايد گفت نوع برخورد و تفتيشها و بازجوئيهای پشت دربهای بسته از طريق مامورين مرد و ضرب و شتم آنها از جهت اخذ اقرار و اعتراف در مورد اتهاماتشان و يا اتهامات مردان منتسب به آنان مثل پدر و برادر و يا همسر دست کمی از تجاوز و تعرض و اذيت و آزار در پرتو قانون ندارد و مامورين بازداشتگاه عشرت آباد چون يقين دارند که قشر متهمين بازداشتی در اين مجموعه آنقدر آسيب پذير هستند که کسی به فرياد آنها نمی رسند پس در مورد چه متهم زن و چه متهم مرد هر انچه که ناقض حقوق بشر و ضد انسانی است را در مورد آنها بدون ترس و واهمه اعمال می کنند. 
خصوصا پرونده سازی و تجاوز به نواميس بازداشتی مردم در سلولها که اکثرا دسته جمعی اتفاق می افتد و خيلی ها در جريان هستند و پای ثابت اين تجاوزات اند و اجازه افشاء و برخورد با آنرا نمی دهند و از عاملين اين جنايتها و تجاوزات به صورت مستقيم و يا غير مستقيم حمايت می کنند.

بازداشتگاه سئول معروف به ابوغريب
اين بازداشتگاه در تهران مابين افرادی که درآن نگهداری شده اند و به زندانها منتقل و يا آزاد شده اند به بازداشتگاه ابوغريب معروف شده و تحت اختيار حفاظت اطلاعات نيروی انتظامی اداره می شود و در خيابان سئول و داخل شهرک مسکونی فاطميه واقع شده که لابه لای واحدهای مسکونی گم و استتار گرديده و چند بلوک و زير زمين از اين مجتمع مسکونی به عنوان بازداشتگاه در اختيار آنهاست.
در اين بازداشتگاه اکثرا جرائم خاص واقع شده در بين نيروهای انتظامی را رسيدگی می کنند و متهمين را در جهت تکميل پرونده و بازجويی و اعمال شکنجه های خاص در آن نگهداری می کنند که البته به غير از مجموع متهمين نيروی انتظامی در طی عمليات ارتقاء امنيت اجتماعی تعدادی از متهمين اين عمليات را برای دست و پا شکستن و شکنجه دادن و اقرار گرفتن به اين بازداشتگاه انتقال دادند که اکثر آنها را در کمتر از 1 هفته از آنجا به کمپ- سوله- کهريزک انتقال دادند.
تمام سلولهای اين بازداشتگاه بدون استثناء انفرادی می باشد و فنی ترين و وحشتناکترين بازجوئيها چه از متهمين نظامی نيروی انتظامی و يا افراد خاص بازداشتی در آن توسط حفاظت اطلاعات نيروی انتظامی تا حد دست و پا شکستن و مرگ انجام می شود.
همانگونه که اکثر نهادهای نظامی بازداشتگاههای خاص و مخفی خود را برای اعمال شکنجه دارند و در آنها هيچگونه محدوديتی در نوع برخورد با متهمين بازداشتی نيست اين بازداشتگاه نيز مرکز جولان نيروهای حفاظت اطلاعات نيروی انتظامی است که در آن نه متهم بازداشتی ماهيتا ثبت و درج و بعهده گيری می شود و نه کسی در مورد جان و مال و خانواده و نقض حقوق آنان نگران است و تنها نگرانی در بازداشتگاه ابوغريب اين است که کارشناسان و بازجوها نتوانند هر آنچه که می خواهند به عنوان سند و مدرک و اقرار صريح از متهم تحت بازداشت بگيرند و اينکه نتوانسته باشند متهم بازداشتی را به حد اعلا شکنجه نمايند و رعب و وحشت در دل او ايجاد کنند.

66 سپاه پاسداران
اين بازداشتگاه خاص متعلق به سپاه پاسداران که به 66 سپاه معروف است در اتوبان افسريه محدوده بلوار هجرت پشت پادگان علامه طباطبائی قرار دارد و دارای سلولهای انفرادی متعدد و حتی بند عمومی است و در آن متهمين مختص سپاه پاسداران که مرتکب جرم شده اند و يا متهم هستند را نگهداری می کنند. در همین بازداشتگاه بود مدت زمانی مصطفی کاظمی و مهرداد عالیخانی نگهداری می شدند و آیت الله میلانی رهبر مذهبی گروه مهدویت نیز در آن فوت نمودند !
اين بازداشتگاه دارای اکيپ های عملياتی زبده و کارآمدی در جهت پيگيری اتهامات و جرائم امنيتی در بين نيروهای سپاه است که بازجوها و کارشناسان آن با اختيارات نامحدود در مورد متهمين بازداشتی عمل می کنند و از نظر فيزيکی و نوع رفتار و نوع متهمين و ضعيت ويژه ای بر اين بازداشتگاه حاکم است و فشارها و تهديدات کمتری نسبت به بازداشتی ها اعمال می شود و نوعی بازداشتگاه در جهت ايجاد سازش و بهره برداری و بازيافت در مورد متهمين را دارد که نه کشتن متهمين آن جايز است و نه دور انداختنشان.
پس در اين بازداشتگاه کارهای تخصصی در امور بازجويی و نوع برخورد با متهمين انجام می شود و بنا به دانسته ها امکانات محدودی و در حد کفايتی کمی کمتر از زندان در آن در نظر گرفته شده و تا حدودی با نظر موافق کارشناسان و بازجوها متهمين می توانند با نظارت کامل از تلفن و ملاقات بهرهمند باشند و گويا تعدادی از متهمين قتلهای زنجيره ای که احتمال سوءقصد به جانشان را در ساير زندانها و بازداشتگاهها می دادند بی سرو صدا در اين بازداشتگاه نگهداری می شوند.
نجايش اين مجموعه کمتر از 150 نفر است که البته به مانند تمام بازداشتگاههای خاص که در حال توسعه هستند اين بازداشتگاه نيز در حال توسعه و افزودن به ظرفيت و امکانات خود است. از مقوله شکنجه و بر خوردهای غير فنی با توجه به نوع متهمين در اين بازداشتگاه کمتر استفاده می شود.

بازداشتگاه قمر وزارت
اين بازداشتگاه که در خيابان دبستان محدوده بين رسالت و سيد خندان واقع شده است و نزديک وزارت دفاع و در کوچه پشتی بيمارستان قمر بنی هاشم است، تحت مديريت وزارت اطلاعات قرار دارد و اداره می شود.
از اين بازداشتگاه توسط درب کوچکی که در انتهای کوچه واقع شده است استفاده می شود که هيچ نام و نشانی بر روی آن حک نشده است.اين بازداشتگاه 2 طبقه می باشد و دارای حياط و 4 اتاق مصاحبه و بازجويی و 8 سلول انفرادی که 6 سلول در طبقه بالا و 2 سلول در طبقه هم کف می باشد که تمام سلولها در طبقه بالا و پائين به گونه ای طراحی شده که همه دور يک محيط دايره ای قرار گرفته اند.
اين مکان برای بازجوئيها وتحقيقات مقدماتی کارشناسان و بازجوهای وزارت اطلاعات به دور از تنش و در تير رس قرار گرفتن است که اکثرا پرونده های خاص فعالان و مبارزان سياسی را به همراه متهمانش رسيدگی می کنند و اکثرا افراد منتقل شده به اين بازداشتگاه مدت زمان زيادی را در آن سپری نمی کنند و از امکانات محدودی نسبت به بازداشتگاههای رسمی برخوردارند و همان قوانين هفته ای 1 الی 2 بار استحمام و 3 تا 5 نوبت استفاده از دستشوئی پيروی می کنند و متهمين در آن ثبت و يا اعلام بعهده گيری نمی شوند و با فضای خارج ارتباط متهمين قطع است .
تمام مراحل تحقيقات و بازجويی با چشم بند سپری می شود و اعطاء هر امتيازی به غير از ملاقات که شديدا بهره مندی از آن ناممکن است در اختيار کارشناس پرونده می باشد که تمام خواسته های متهم در قبال نوع عملکرد و بازجويی ها تعيين و اجابت می شود که در اين بين به هيچ عنوان آدرس محل نگهداری متهمين بازداشتگاه قمر در اختيار خانواده ها قرار نمی گيرد و حتی اگر اطلاعاتی در مورد نگهداری و يا بازداشت فرد توسط مامورين وزارت اطلاعات به بستگان بازداشتی ارائه شود اما محل بازداشتگاههايی مثل قمر در اختيار هيچ کس قرار نمی گيرد.
 



نیاز مبرم به برخورد قاطع با برندازندگان نظام
نوشته: دکتر پیام فاضل

انقلاب ایران با سه خواسته و اصل بنیانی آغاز شد: استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی.
حال با هم برندازندگان این نظام را شناسایی کنیم:
در انتخابات اخیر با تقلب گسترده به اصل "جمهوریت" نظام حمله شد. چه کسی‌ مسئول بود؟ دولت رئیس جمهور پیشین، ستاد برگزاری انتخابات، شورای نگهبان، و نهاد رهبری.
در پی‌ اعتراضات گستردهٔ مردمی نه تنها حقوق "جمهور" پایمال شد، بلکه "جمهور" ایران مورد تجاوز فیزیکی هم قرار گرفت و اصل دیگر یعنی "آزادی" مورد حمله قرار گرفت. زندانها مملوّ، خونها ریخته و قلمها شکسته شد. مسوول قربانی شدن "آزادی" که بود؟ دولت رییس جمهور پیشین، نهاد رهبری که مستقیماً "جمهور" ایران را تهدید به حمله و تنبیه نمود، نیروهای امنیتی، انتظامی، سپاه، بسیج، قوهٔ قضاییه.
در حین این داستان شرم آلود اصل "استقلال" هم با حضور مستشاران روسی و چینی‌، و حمایت تمام عیار این دو کشور بیخدا و دین ستیز، دلاورکشیهای لبنانیها، و بوسنیاییهای مزدور، به تاراج رفت. کسانی‌ که از روی دلرحمی چندین دهه با بزگواری کاسهٔ گداییشان را پر کردیم.
دخالت اجانب بی خدا و دین ستیز، و سپس تجاوز موهن زندان دیوان به زنان مسلمان محصنه و باکره، و لواط جابرانه به پسران جوان، "اسلامیت" نظام را هم مثله کرد. چه کسی‌ مسئول بود؟ مسوولین بالا.

حال که مسوولین برندازی نظام را شناختیم، بایستی‌ همت کرده با قاطعیت تمام به حسابشان برسیم، و نظام را صیقلی نو دهیم.
آری بیایید با هم نظام را از دست برندازانش حفظ کنیم.
شاد، سرفراز و استوار باشید
 



آگاهی برای اعتصاب عمومی در روز 31 مرداد ماه 1388
در زندگی همیشه رفتن رسیدن نیست، ولی برای رسیدن باید رفت، در بن بست هم راه آسمان باز است... پرواز بیاموز






خوب حالا نوبت تحریم از نوع خس و خاشاکیه!

فکر نکنید که همیشه اونا می تونن ما رو تحریم کنن! نه! حالا نوبت ماست تا
باز هم مثل حادثه تاریخی تحریم تنباکو و قدرت خس و خاشاکی رو به رخ ضد خسی بکشیم:
۱. ما خسی‌ها بعد از وصل شدن سرویس پیام کوتاه، دیگه پیامک نمی زنیم. 
۲. ما خسی‌ها شرکتهای خائنی مثل پارس آنلاین یا نوکیا زیمنس رو تحریم می‌کنیم و دیگه ازشون سرویس و کالا نمی گیریم.      
۳. ما خسی‌ها کشورهایی مثل چین و روسیه رو هم که همون اول در حالی که ملت ایران تو خیابونها دنبال رأیشون بودن، تبریکاتشون خدمت آقایون فرستادن و ادوات سرکوب رو بهشون فروختن رو هم تحریم می‌کنیم و جنسهای بنجل چینی رو دیگه نمی خریم. 
۴. ما خسی‌ها اخبار دروغ رادیو تلویزیون رو هم تحریم می کنیم و وقت برای دیدن یا شنیدنشون هدر نمی کنیم..        
۵. لااقل تا اطلاع ثانوی از سفر حج و زیارت سوریه و کربلا صرف نظر کنیم. درآمد فراوان و غیر قابل باور سازمان اوقاف و حج و زیارت از منابع مالی اصلی بیت رهبری است و تامین کننده مخارج لباس شخصی ها و بسیجیان است. زیارتی که درآمد آن برای کشتن و کتک زدن ملت خرج شود حرام است.
۶. ما خسی‌ها هر محصولی که تبلیغش از تلویزیون پخش می شه رو نمی خریم .
۷. ما خسی‌ها پول توي صندوق صدقات کميته امام و يا امثال آن نمي اندازيم و خيرات مورد نظرمان را به افراد مستحقي که مي شناسيم می‌دهيم.
۸. ما خسی‌ها اصولاً سبک زندگی مان را تغییر می دهیم، دست از مصرف گرایی میکشیم و هیچ چیز غیرضروری نمیخریم تا به چرخش بازاری که بازاریانش خود را با اعتصاب شریک مردم ندانسته اند کمک نکرده باشیم.
۹. ما خسی‌ها برای مراسم خانوادگی به عنوان هدیه طلا نمیخریم، چرا که طلافروشان که بخاطر ۳٪ ارزش افزوده با ۳ روز اعتصاب دولت را عقب راندند، در این حوادث اخیر ککشان هم نگزید.
۱۰. ما خسی‌ها  که راه خیابان را یاد گرفته ایم و اعتراضاتمان را به آن آورده ایم، زمان بیشتری را به بودن در خیابان و فضاهای عمومی اختصاص می دهیم و تن به انزوا نمی دهیم.
۱۱. بدون هماهنگی قبلی هرگاه قرار است صدا و سیما مصاحبه یا سخنرانی از جناب منتصب الدوله یا آقایش پخش ˜کند، وسایل برقی پر مصرف را به برق می زنیم.
۱۲. ما خسی‌ها هر˜کدام یک رسانه ایم، در خانواده و مهمانی با احترام به عقاید دیگران خبرها و تحلیلها را ارائه می کنیم. 
۱۳.
بانک ها و موسسات مالی و اعتبار دولتی و بسیجی را تحریم کنیم و گول چند درصد سود اضافه را نخوریم. موسسه مالی مهر (بسیجیان سابق) که ارگان مالی سپاه و بسیج هست، موسسه مالی انصار که وابسته به بیت رهبری هست، موسسه مالی قوامین وابسته به نیروی انتظامی، بانک سرمایه، بانک ملت و بانک کشاورزی از این جمله اینها هستند. فراموش نکنیم که با گذاشتن پول مان در این موسسات مالی و بانک ها در حقیقت به ثروتمند شدن و گردن کلفتر شدن قاتلان و سرکوبگران ملت کمک کرده ایم.

به امید روزگاری بهتر

لطفاً اگه نکته‌ای به نظرتون میرسه به این لیست اضافه کیند، و برای بقیه خسی‌ها فورواد کنید، و من از همگی خواهش می‌كنم كه اين كارها را انجام دهند چون كه قطعا تاثيری شديدی بر حكومت خواهد داشت همون جوری كه تمام تحليل‌گرای سياسی بر انجام اين تحريم‌ها تاكيد می‌كنند.

براي همه بفرستيد



توقیف اعتماد ملی برای افشای شکنجه و تجاوز در زندان های جمهوری اسلامی 

گزارشگران بدون مرز بار دیگر سرکوب و سانسور مطبوعات در ایران را محکوم می کند. در تاریخ ٢٦ مرداد ماه  روزنامه اعتماد ملی از سوی دستگاه قضایی به علت روشنگری های اخیر مهدی کروبی صاحب امتیاز آن در باره شکنجه و تجاوز در زندان های جمهوری اسلامی توقیف شد. گزارشگران بدون مرز همچنین نگرانی خود را از وضعیت روزنامه نگاران زندانی از جمله کیوان صمیمی بهبهانی و هنگامه شهیدی اعلام مي‌کند.
گزارشگران بدون مرز در اين باره اعلام مي‌کند " روزنامه نگاران نیز همچون همه ی دستگیر شدگان اعتراضات اخیر مورد شکنجه و بدرفتاری قرار گرفته اند. امروز هیچ کس حتا وکلای زندانیان از پرونده آنها خبر ندارد. سلامت و جان روزنامه نگاران زندانی در خطر است ما بار دیگر خواست خود مبنی بر سفر کمیسر عالی حقوق بشر و بازدید از زندان های ایران را تکرار می کنیم. "
در شبانگاه ٢٥ مرداد ماه روزنامه اعتماد ملی اجازه انتشار نیافت و علیرغم تکذیب دادستان تهران سعید مرتضوی در فردای آنروز مبتی بر عدم توقیف روزنامه، اما چند ساعت بعد، شعبه ١٣ دادسرای تهران با ارسال نامه ای به معاونت داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خواهان ممانعت از  انتشار روزنامه اعتماد ملی تا" اطلاع ثانوی"  برای « انتشار مطالب خلاف قانون و مجرمانه »  شد.
در پی انتشار نامه ٩ مرداد ماه مهدی کروبی در باره شکنجه، بدرفتاری و تجاوز به زندانیان در زندان های جمهوری اسلامی، حمله ای سازمانیافته به این روحانی مخالف و صاحب امتیاز روزنامه اعتماد ملی از سوی هواداران رهبری ایت اله خامنه ای و محمود احمدی نژاد در روزنامه های دولتی و تریبون های نماز جمعه آغاز شد. 
یادآور می شویم که از تاریخ ٢٣ خرداد ماه نیروهای قضایی – امنیتی تحت ریاست سعید مرتضوی دادستان تهران در چاپخانه های روزنامه ها مستقر و همه  مقالات و مطالب را پیش از انتشار کنترل می کنند. از آن تاریخ روزنامه اعتماد ملی بارها با ستون های سفید و یا "تصحیح" شده انتشار یافته بود.
گزارشگران بدون مرز همچنین نگرانی خود را از وضعیت روزنامه نگاران زندانی اعلام می کند. برخی از این زندانیان همچنان در سلول های انفرادی و تحت فشار قرار دارند و  از تاریخ دستگیری تا امروز با خانواده و وکلای خود تماس نداشته اند،  این روزنامه نگاران همگی از حق ملاقات قانونی خود محروم شده اند. از جمله کیوان صمیمی بهیهانی سردبیر نشریه نامه و  همکار بسیاری از روزنامه های مستقل که از تاریخ ٢٣ خرداد در بازداشت بسر می برد تاکنون به خانواده و  وکلای او خبری داده نشده است. هنگامه شهیدی روزنامه نگار و بلاگ نویس  که از تاریخ ٩ تیرماه در بازداشت بسر می برد، فقط یک بار با مادر خود ملاقات داشته است. مادر این روزنامه نگار در تاریخ ٢٢ مرداد ماه پس از ملاقات از " صداي گرفته، ضعف شديد جسمي و بيماري "  دخترش ابراز نگرانی کرده است. 
گزارشگران بدون مرز   از آزادی تعدادی از روزنامه نگاران و وب نگار زندانی با خبر شده است.  کاوه مظفری که در تاریخ ١٨ تیر بازداشت شده است در تاریخ ٢٦ مرداد ماه آزاد شد. همچنین مرجان عبدالهیان و ساتیار امامی عکاسان بازداشت در تاریخ ١٨ تیر  و  مهناز محمدی و رخساره قایم مقامی که با جعفر پناهی در مراسم چهلم برخی از جانباختگان در بهشت زهرا در تاریخ ٨ مرداد بازداشت شده بودند همگی در هفته های گذشته آزاد شده اند.
لازم به یادآوری است که همه روزنامه نگاران تا برگزاری دادگاه بصورت " موقت و با سپردن وثیقه"  آزاد شده و می توانند هر زمان احضار و بازداشت شوند.
 



معرفی محمود احمدی نژاد در روزنامه ی 8 صبح چاپ افغانستان

احمدی‌نژاد پدیده‌ی غریب و همهنگام آشنایی است. رفتار او در چشم بسیار کسان یادآور برخورد خشن و توهین‌آمیز یک جوانک بسیجی تفنگ به دست در برابر شهروندان محترمی است که چنان تحقیر می‌شوند که دیگر جهان را نمی‌فهمند. شان اجتماعی‌شان، ارج فرهنگی‌شان و منش و سلیقه‌ی‌شان لگدکوب می‌شود، به زندگی خصوصی‌شان تجاوز می‌شود، و دستگاه تبلیغاتی مدام از در و دیوار جار می‌زند که باید شکرگزار باشند که در کشورشان این «معجزه‌ی هزاره‌ی سوم» رخ داده است. احمدی‌نژاد حاشیه را بسیج می‌کند تا مرکز قدرت را تقویت کند، مردم مستمند را به دنبال ماشین خود می‌دواند و آنان می‌دوند، در حالی که به عابران دیگر تنه می‌زنند و هیاهو و گرد و خاک می‌کنند. محمود احمدی‌نژاد از تبار آن سلاطینی است که مدام در حال جهاد بوده‌اند. او خزانه‌ی مرکز را تهی می‌کند، تا سرحدات را نه آباد، بلکه از نو تصرف کند و به حلقه‌ی ارادت درآورد. او مهندس نظام است، اما نه از آن مهندسانی که در ابتدای حکومت اسلامی در خدمت ملاها درآمدند تا سازندگی کنند و معجزه‌ی پیوند ایمان و تکنیک را به نمایش بگذارند. در ابتدا تکنیک در خدمت ایمان بود. در مورد احمدی‌نژاد، ایمان خود امری تکنیکی است. او رمالی است که داکتر-مهندس شده است. در ذهن او جن و اتوم، معجزه و سانتریفوژ، معراج و موشک در کنار هم ردیف شده‌اند. احمدی‌نژاد به همه درس می‌دهد. او ختم روزگار است. در مجلس آخوندی هم درس دین می‌دهد. پیش لوطی هم عنتربازی می‌کند.
احمدی‌نژاد ترکیبی از رذالت و ساده‌لوحی است. او مجموعه‌ای از بدترین خصلت‌های فرهنگی ما را در خود جمع کرده، به این جهت بسی خودمانی جلوه می‌کند: دروغ می‌گوید و ای بسا صادقانه. غلو می‌کند، زرنگ است و تصور می‌کند هر جا کم آوردی، می‌توانی از زرنگی‌ات مایه بگذاری و جبران کنی. در وجود همه‌ی ما قدری احمدی‌نژاد وجود دارد و درست این آن بخشی است که وقتی با آزردگی از عقب‌ماند‌گی‌مان حرف می‌زنیم، از آن ابراز نفرت می‌کنیم. اما آن هنگام نیز که لاف می‌زنیم و خودشیفته‌ایم، باز این وجه احمدی‌نژادی وجود ماست که نمود می‌یابد. احمدی‌نژاد تحقیر شد‌ه‌ای است که خود تحقیر می‌کند. سرشار از نفرت است، اما کرامت دارد. به موضوع نفرت اش که می‌نگرد، می‌پندارد مبعوث شده است تا او را از ضلالت نجات دهد.
احمدی‌نژاد نماینده‌ی سنتی است جهش‌کرده به مدرنیت. او مظهر عقب‌ماندگی مدرن ما و مدرنیت عقب‌مانده‌ی ماست. او اعلام ورشکستگی فرهنگ است.
احمدی‌نژاد نشان فقدان جدیت ماست. آن زمان که در قم گفت، هاله‌ی نور او را دربرگرفته، حق بود که حجج اسلام این حجت را جدی گیرند، عمامه بر زمین کوبند، سینه چاک کنند و لباس بر تن او بردرند تا تکه‌ای به قصد تبرک به چنگ آورند. آن زمان که از دستیابی به انرژی هسته‌ای در آشپزخانه سخن گفت، حق بود مكتب ‌ها و دانشگاه‌ها تعطیل می‌شدند، حق بود بر سر در آموزش و پرورش می‌نوشتند «این خراب‌شده تا اطلاع ثانوی تعطیل است» و آموزگاران از شرم رو نهان می‌کردند.

احمدی‌نژاد از ماست. طرفداران او نیز همولایتی‌های ما هستند. میان احمدی‌نژاد با گروهی از رهبران اپوزیسیون فرق چندانی نیست. در روشنفکری ایرانی هم نوعی احمدی‌نژادیسم وجود دارد، آن جایی که یاوه می‌گوید و در عین غیر جدی بودن، سخت جدی می‌شود. در وجود چپ افراطی ایران، از دیرباز احمدی‌نژادی رخنه کرده است منهای مذهب، یا با مذهبی که گفتار و مناسک دیگری دارد. افسران لوس‌آنجلس همگی مقداری احمدی‌نژاد در درون خود دارند.

احمدی‌نژاد نشان‌دهنده‌ی جنبه‌ی «مردمی» جمهوری اسلامی ايران است، جنبه‌ای که اکثر منتقدان آن نمی‌بینند، زیرا هنوز از انتقاد از دولت به انتقاد از جامعه نرسیده‌اند و از همدستی‌ها و همسویی‌های دولت و جامعه غافل‌اند. اکنون همه چیز با تقلب و کودتا توضیح داده می‌شود. تقلبی صورت گرفته، که ابعاد آن را نمی‌دانیم. برای این که نیروی پوپولیسم فاشیستی دینی را نادیده نگیریم، لازم است همه‌ی تحلیل‌ها را بر تقلب و کودتا بنا نکنیم. رای احمدی‌نژاد یک میلیون هم باشد، بایستی ریشه‌ی اجتماعی فاشیسم دینی را جدی بگیریم



 

کاروان های صلح و آزادی برای ایران
بسوی سازمان ملل برای تجمع در روز 24 سپتامبر در پشتیبانی ازخواسته مردم ایران برای
استقرار دموکراسی و حقوق بشر و در اعتراض به محمود احمدی نژاد
هموطنان ما در ایران برای دستیابی به آزادی، دموکراسی و حقوق انسانی خود در چهارچوب یک حکومت متکی بر مردم به پا خاسته اند و برای آن هزینه ای بس گزاف و غیر قابل جبران با جان آزاد زنان و مردان و جوانانی چون ندا، سهراب، فهیمه، پریسا، ترانه، علیرضا و کیانوش پرداخته اند.  این زنده یادان با خون خود نوشتند و از جان خود گذشتند تا جهانیان بدانند که ((ایرانی می میمرد، ذلت نمی پذیرد)). علیرغم ضایعاتی این چنین جانکاه، مردم ایران بدون کوچکترین تزلزلی همچنان به مانند روز پرشکوه ٢٥ خرداد ١٣٨٨، با تکیه بر خرد جمعی و خود سازماندهی، بر مبارزه مسالمت آمیز تاکید دارند.  در این اجتماعات، چه میلیونی و یا صد نفره، هیچ گاه یک ایرانی دموکراسی خواه عقیده ایرانی دیگر را تفتیش، تکفیر و یا نفی نکرده است. آنچه همه آنان را همسو و متفق کرده است، خواسته ی دموکراسی و حقوق بشر است.
ما ایرانیان بیرون از کشور با همه ی وجود و توان در همراهی با هم میهنانمان کوشیده ایم و تا پیروزی نهایی که اکنون طلایه آن در آسمان کشورمان پدیدار گشته است از تلاش دست نخواهیم کشید.  ما نیز که بسیاری سالهاست به ناچار
در مواجهه با نظام سرکوبگر و تمامیت خواه جمهوری اسلامی از مام وطن جدا شده ایم، بنابر خرد جمعی ملی و جهانی به مبارزه مسالمت آمیز پای بندیم.
ما امضاء کنندگان این بیانیه، در پشتیبانی از خواسته های مردم ایران برای استقرار دموکراسی و حقوق جهانی بشر و در اعتراض به حضور احتمالی محمود احمدی نژاد در اجلاس سالیانه سازمان ملل، با تشکیل کاروان های خود به سوی نیویورک می رویم تا در روز ٢٤ سپتامبر همراهی و همصدایی خود با هم میهنانمان را به گوش جهانیان برسانیم.  ما همچنین خواهان آزادی تمامی زندانیان سیاسی و تعیین گزارشگر ویژه از جانب سازمان ملل برای رسیدگی به نقض گسترده حقوق بشر در ایران خواهیم بود.
ما امیدواریم که ایرانیان خارج از کشور با تشکیل کاروان های خود به این تجمع رونق و قدرت بیشتری بخشند.  این کاروان ها با حفظ یگانگی بر اساس اصول کلی ذکر شده در بالا و با توجه به گوناگونی دید گاههای سیاسی، در امر سازماندهی خود مختارند و نیازی به کسب تکلیف از هیچ مرجع و یا شخصی را ندارند.  ما به بلوغ و قابلیت خویش و هموطنانمان برای رعایت مناسبات دموکراتیک در کاروان های خود و نیز درارتباط با کاروان های دیگرباور داریم.
به امید دیدارهموطنان در کاروان های رنگارنگ صلح و آزادی برای ایران در نیویورک. 
دلناز آبادی (کالیفرنیا)، فریدون آشنا (کالیفرنیا)، ژانت آفاری (کالیفرنیا)، مونا آفاری (کالیفرنیا)، محمد ابطحی (نیوجرسی)، نسرین الماسی (کانادا)، ناهید احکامی (نیویورک)، حمید اکبری (ایلینوی)، سیمین اکبری (اوهایو)،مهدی امین زاده  (کالیفرنیا)، سیروس بینا (مینه سوتا)، میثاق پارسا (نیو همپشایر)، ناصر پل (کالیفرنیا)، نصرت الله پور فتحی (کالیفرنیا)، ایرج جاوید (نیوجرسی)، حسین جعفری (کالیفرنیا)، زهرا جودی (نیویورک)، نادر جهانفرد (کالیفرنیا)، فرامرز خدایاری (کالیفرنیا)، آذر خونانی (ایلینوی)، مهدی ذوالفقاری (کالیفرنیا)، لیلا رادان (کالیفرنیا)، فازی ریاحی (ایلینوی)، مریم ریاحی (ایلینوی)، امیر رئیسی (کالیفرنیا)، حسن زرهی (کانادا)، محمد زمانی (نیوجرسی)، حمید زنگنه (پنسیلوانیا)، تورج زعیم (کالیفرنیا)، منیر زند (کالیفرنیا)، امیر سلطانی (یوتا)،   خسرو سمنانی (یوتا)، بهروز شهریاری (ایلینوی)، بهناز شهریاری (ایلینوی)، صنم صالحیان (کالیفرنیا)، منصوره صبوری (ماساچوست)،  ایرج طبیب نیا (کالیفرنیا)، فریبا عطار (کالیفرنیا)، آذیتا عمرانی (کالیفرنیا)، رامین قشقایی (کالیفرنیا)، مسعود کاظم زاده (تگزاس)، مازیار کشاورز (فلوریدا)، ناصر محب (نیو جرسی)، منوچهر قنبری (کالیفرنیا)، منیژه مرعشی (ایلینوی)، آریو مشایخی (ایلینوی)، آرش مهاجری نژاد (انگلستان)، غلامرضا مهاجری نژاد (کالیفرنیا)، مهرداد مشایخی (واشنگتن دی سی)، بهرام مشیری (کالیفرنیا)، رویا مهرنوش (ایلینوی)، حسین نامدار (کالیفرنیا)، علی نصیری (کالیفرنیا)، امیر نورمندی (ایلینوی)،  شیریندخت نورمنش (کالیفرنی



چراپس ازگذشت 60سال ازمصدق به احمدي نژاد رسيديم؟ 

اينکه جامعه اي بعد از 60 سال از مصدق به خاتمي، کروبي واحمدي نژاد رسيده است ،پيشرفت محسوب ميشود يا پسرفت؟سوالي است که ميتواند پاسخي به پهناي تاريخ کشورمان داشته باشد.جامعه اي که 60 سال قبل رهبري چون مصدق داشته است ،ناگهان پس از کودتايي ننگين در 28 مرداد 1332 چنان سير قهقرايي رابسرعت طي ميکند که حتي 30 سال بعد از آن با انقلاب فراگير وپيروزمندانه نيز نميتواند خود را از اين مسير پسرفت خارج کند يا حداقّل پيروزي خودرا حفظ کند.جامعه ما باچه کاستي هايي روبروست که که نه تنها قادر به حفظ پيروزي نيست بلکه به راحتي تاريخ را فراموش کرده وبراي يادآوري آن مجبور به تکرار تاريخ ميگردد.


کافيست به شکل گيري وپيروزي انقلاب 1357 نگاه کوتاهي بکنيم آنگاه خواهيم ديد که انقلابي که بخاطر آرمانهاي بزرگ ملت ستمکشيده ايران شکل گرفت وپيروز هم شد ناگهان با راضي شدن به حداقلها ومحدود شدن ناگهاني فضا در حدّ يک حکومت اسلامي با رهبري آدمهاي کوچک فکري چون خميني وروحانيوني که تا قبل از پيروزي انقلاب شاه را ظلّ الله ميخواندند وسلطنت را برجمهوري ترجيح داده،جمهوري را تکفير ميکردند،مسير قهقرايي وحشتناکي بخود گرفت که همگان شاهدآنيم.اينک بعد از گذشت 30 سال شاهد خيزش دوباره مردمي هستيم که مجبور به تکرار تاريخ شده اند،بار ديگر رضايت به حدّاقل وسپردن رهبري به مردان کوچک آفتي است که ميتواند باعث تکرارتاريخ بعد از 30 سال ديگر شود .در سال 1357 مردم انقلابي ايران ناخواسته قرباني جنگ قدرت بين روحانيون وشاه شده واز مردم براي رسيدن به قدرت توسط روحانيون استفاده ابزاري شد،وپس ازقبضه قدرت توسط روحانيون عملا راي ونظر مردم ناديده گرفته شد .اگر در آنزمان مردم بجاي پذيرش شعارهاي احساسي کمي عقلانيت انقلابي از خود نشان ميدادند هرگز موج سواران مذهبي نميتوانستند از احساسات پاک مذهبي مردم بنفع خود وبراي رسيدن به قدرت استفاده کنند،توگويي تاريخ تکرار ميشود،جنگ قدرتي درداخل حاکميت جاري است ، ودر اين ميان مبارزات ملت بپا خواسته ايران از سوي گروه مغضوب داخل حاکميت بخود نسبت داده ميشود،تا جايي که در اين جنگ قدرت يکي اعترافات ساختگي ميسازد وآن ديگري ازتجاوز به زندانيان صحبت ميکند، درحالي که همه ميدانيم موضوع تجاوز ،شکنجه واعدام، 30 سال است که در زندانهاي رژيم اتفاق ميافتد،30 سال است که درانتخابات تقلب ميشود،هم آقاي رفسنجاني هم کروبي وهم،همه عاليجنابان از آن آگاه بوده اندو30سال است دم نزده اند ،کساني که نه تنها درقبال جنايات رژيم ساکت بوده بلکه يار وياور رژيم جنايتکارنيز بوده اند،چه شده؟ناگهان دچار عذاب وجدان شده وسنگ تقلب حق وراي مردم وکشتار وتجاوز وشکنجه مردم را برسينه ميزنند.؟آيا جز اين است که سقوط رژيم را حتمي دانسته وبارديگر براي تصاحب قدرت دندان تيز کرده اند.نبايد اجازه داد بار ديگر مردان کوچک با انديشه هاي کوچک اما فوق العاده انحصار طلب وخطرناک،در اين مرحله حساس، از احساسات اينبار ملّي ما(بار قبل از احساسات مذهبي سود بردند در 1357)سو استفاده کنند. بنابراين از طرح خواستها وشعارهاي متعالي ملي نهراسيم تا مبادا،30سال ديگردوباره به فکر انقلاب بيافتيم. نوشته : امین موحدی
 






 



یک کلمه کم و یک کلمه بیش

 

در اعتراضات اخیر بسیاری اوقات مردم ما از شعارهای گذشته الگو برداشتند که غالباً نتیجۀ مطلوب را نداشت و چه بسا
 کمانه هم کرد. اما سرانجام با کاستن یک کلمه از شعار مرکزی انقلاب 57، و افزودن یک کلمه به آن، به شعار واقعی این جنبش رسیدند که: «آزادی، استقلال، جمهوری ایرانی» است. این شعار، کسانی را که غم دیار و آیندۀ دیار را صمیمانه بر دل دارند و بزخو نکرده اند تا از نمد اتفاقات اخیر کلاهی نصیب ببرند جداً به آیندهٌ جنبش امیدوار ساخت.  با کنار رفتن صفت اسلامی ندای جدا کردن دین و دولت در داده شد و  نوید آزادی خواهی که فقط بیرون از چارچوب جمهوری اسلامی معنایی دارد به گوش همه رسید.

سوای آن دسته از مدعیان مخالفت با جمهوری اسلامی، که ظاهراً مخالفتشان بیشتر با جمهوریت آن است تا با اسلامیتش، اصلاح طلبان اسلامگرا هم از این تغییر به وحشت افتاده اند. این گروه دوم مذبوحانه می کوشند تا همان شعار سی سال پیش خود را که «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بود، معتبر نگاه دارند و به سبک خمینی تأکید می کنند که نه باید کلمه ای از این شعار کاست نه کلمه ای بدان افزود. این واکنش بی سرانجام نشانۀ بارز خویشاوندی سیاسیشان با دیگر رقبای اسلامگرای آنهاست  و نمودار فاصله ای که این حضرات با آزادی و آزادیخواهی دارند.

یک قرن است که نزاع اصلی گروه های سیاسی ایران بر سر تعیین نظام سیاسی کشور بوده است و دیگر اختلافات یا کشمکش ها را تحت شعاع خود قرار داده. خواستن آزادی، یعنی خواستن نظامی که قادر به تأمین آن باشد. از این دیدگاه هر نظام مذهبی و یا نظامی که مقامی غیر انتخابی را در رأس کشور قرار دهد مردود است.

منطقی که از انقلاب مشروطیت بدین سو تحولات سیاسی تاریخ معاصر ایران را شکل داده منطق جایگزینی نظام های سیاسی است. این منطق به دلیل به درازا کشیدن اعتراضات مردمی باز امروز بر صحنۀ سیاسی غالب شده است و می تواند نمای تحولات آینده را پیش چشم همگان ترسیم کند. انتخابی این گونه هر چند دهه یکبار میسّر می شود. بر عهدۀ آزادیخواهان است که این فرصت گرانبهای تاریخی را، در شرایطی که خواست هایشان از پشتیبانی جهانی برخوردار است، غنیمت شمرند. در این نبرد پیروزی جایگزین ندارد و شکست توجیه نمی پذیرد.



پایگاه مجازي براي شكايت از موسوي راه‌اندازي شد
درپي کودتاي سران خونخوار رژيم و انتصاب بنا حق ا. ن ، و شکنجه و به شهادت رساندن فرزندان برومند سرزمين پاک آريايي کودتاچيان  بار ديگر در پي ضربه زدن به جنبش خودجوش سبز مردم برآمدند و با راه اندازي يک سايت در پي جمع آوري شکايت عليه سيد مظـــلوم مـــير حسين عزيز هستند . لذا از شما حاميان اين جنبش تقاضا داريم با رفتن به سايت مذکور و با نوشتن مطالب محترمانه حمايت خود را از فرزند برومند ايران زمين اعلام نماييد .تقاضا داريم از نوشتن متون اهانت آميز جدا خودداري نموده از اسم مستعار استفاده کنيد و کد ملي خود را هرگز ننويسيد



تعقیب قضائی و بازداشت خودسرانه روزنامه نگاران ادامه دارد
گزارشگران بدون مرز افزایش بازداشت خودسرانه روزنامه‌نگاران را درپی آغاز محاکمات استالینی معترضان به تقلب و تخلف در انتخابات مجدد محمود احمدی نژاد محکوم می‌کند. در چهل و هشت گذشته دست‌کم سه روزنامه‌نگار بازداشت شده‌اند.
گزارشگران بدون مرز با تاکید بر خواست آزادی بدون قید و شرط همه‌ی روزنامه‌نگاران زندانی اعلام می‌کند : " دستگیری غیرقانونی و مغایر با موازین حقوقی روزنامه نگاران در تهران و دیگر شهرستان‌های ایران ادامه دارد. ما بسیار نگرانیم از جمله برای مهدی یزدانی خرم که از بیماری قلبی رنج می‌برد."
 



گزارشی تکان دهنده از جنایتاتی که در اردگاه مرگ کهریزک روی داده است

فعالین حقوق بشر و دمرکراسی در ایران : گزارشی که در زیر مطالعه خواهیدکرد بخشی از جنایتهای که در چند سال اخیر بصورت روزانه علیه زندانیان بی دفاع در زندان کهریزک روا داشته می شد. زندان کهریزک در جنوب تهران واقع شده است. گفته می شود قبل از این،این اردوگاه محل نگهداری اسرای عراقی بوده است.از سال 1385 جوانان و کسانی که در دادگاهها برای احقاق حقوق خود اعتراض می کردند به عنوان تنبهی به آنجا فرستاده می شدند همچنین افرادی که دست به سرقت و یا با ارگانهای رژیم درگیر بودن و برای حذف آنها به اینجا فرستاده می شدند. اردوگاه کهریزک از بازداشتگاههای نیروی انتظامی و تحت نظارت مستقیم احمدرضا رادان رئیس پلیس تهران بوده رادان بطور مستمر با هلیکوپتر به آنجا در تردد بوده . زندان کهریزک یا اردوگاه مرگ به منظور ایجاد رعب و وحشت بخصوص در میان جوانان ایجاد شده است .طرحهای سرکوبگرانه که در تهران تحت عنواین مختلف که به زنان شریف وآزاده تحت عنوان بی حجابی و یا بد حجابی و جوانان میهن را تحت عنوان ارازل و اوباش (با عذرخواهی از زنان و جوانان عزیز که ناچاریم حرفهای آنها را تکرار کنیم) دستگیر و به این اردوگاه انتقال می دادند درآنجا تا به حال تعداد زیادی از آنها جان باختن و کسی از سرنوشت آنها خبردار نشد. اردوگاه مرگ کهریزک تشکیل شده از سوله ای که سطح آن از سطح زمین پایین تر است و همچنین تعدادی کانتینر فلزی که همۀ آنها طوری درست شده است که قربانی خود را برای  تحت فشارهای طاقت فرسا قرار دادن بکار برده می شد. یکی از سوله ها که بصورت مستطیلی شکل می باشد . آنرا قفس بندی کرده اند که مساحت هر قفس 30 متر مربع می باشد. همچنین کانتینرهای فلزی که برای شکنجه و حتی قتل بکار برده می شوند در این اردوگاه قرار دارند.
جانباختگان اردوگاه مرگ کهریزک:
آمار کسانی که در زیر شکنجه به قتل رسیده اند هنوز بطور قطع مشخص نیست. ولی آماری زندانیان که از این اردوگاه مرگ نجات یافته اندو بصورت سینه به سینه توسط زندانیان به هم  نقل شده است بیش از 75 نفر تخمین زده می شود .البته این آماری است که زندانیان شاهد آن بودند . این آمار مربوط به قبل از قیام مردم ایران می باشد. آمار جانباختگان قیام بین 15 تا 20 نفر تخمین زده می شود .این آمار توسط چندین زندانی مورد تایید قرار گرفته است و فقط مربوط به سوله و قفسهای آن می باشد. آمارکسانی که در کانتینرهای فلزی جان باخته اند هنوز نامشخص می باشد.اکثر کسانی که جانباخته اند در اثر ضربۀ مغزی می باشند که جنایتکاران علیه بشریت برای پنهان کردن جنایتهای خود سعی داشتند آنرا بیماری منژیت عنوان کنند.
شیوه های شکنجه:
در بدو ورود به زندان کهریزک تونلی از مامورین گارد زندان تشکیل داده میشد  و زندانیان می بایست از این تونل عبور کنند. هنگام عبور از این تونل بارانی از باتون،چماق ،کابل ،میله های آهنی بر سر،صورت و سایر نقاط بدن فرو می آیید که منجر به شکستن سر ،فک،بینی، دست و پای زندانی می شود. زندانیان بی دفاع در قفسهای که در سوله درست شده است قرار داده می شوند. در هر قفس 40 الی 60 زندانی جای داده می شود زندانیان بخاطر کمبود جا اغلب بطور ایستاده هستند.زندانیان بصورت متنواب و در طی شبانه روز با یورشهای گارد زندان به قفسها ی آنها مواجه بودند. گاردها و شکنجه گران با کابل،میله های فلزی ،نبشی،شلاق آنها را مورد شکنجه قرار می دادند و این شیوه بصورت متناوب در طی شبانه روز تکرار می شد.گارد زندان و شکنجه گران علاوه بر شکنجه دستجمعی زندانیان بعضی از آنها را از قفسها خارج می کردند و به بصورت جداگانه مورد شکنجه قرار می دهند. اکثر کسانی که برای شکنجه برده می شوند در اثر شکنجه ها جان می باختند .شیوه های دیگر شکنجه که علیه زندانیان بی دفاع بکار برده می شود: تجاوز جنسی ،استعمال باتون و سایر  شیوه های وحشیانه اذیت و آزار تجاوز جنسی،عریان کردن زندانی و ریختن آب سرد بر روی زندانی و باشلاق شکنجه کردن/در تابستان عریان کردن
زندانی و وادار کردن او روی آسفالت سینه خیز رفتن کلاغ پر/ وادار کردن زندانیان بصورت جمعی برای هل دادن دیوارها و هر کدام از زندانیان دستش به دیوار نرسد با چماق، میله آهنی و کابل های بافته شده آماج ضربات آنها قرار می گیرد/جوجه کباب کردن از جلو که باعث له شدن ران می شود /جوجه کباب از عقب که با عث له شده بازو میشه/ ایجاد تپه ای بنان تپه سفید که از سنگ و لاخ می باشد و سنگها نوک تیز هستند در تابستان و زمستان زندانی را کامل عریان می کردند و با کابل و باتون به زندانی می زدند و او را وادار می کردند که چندین بار از این تپه بالا و پایین بروند که باعث خونریزی از کف پا و سایر جاهای بدن می شد ولی زندانی باید به بالا و پایین رفتن خود ادامه میداد./غلت خوردن زندانی روی آسفالت و زمین در زیر گرمای وسرمای زیاد/ بصورت چند نفره روی دستها و پاهای زندانی راه رفتن که منجر به شکسته شدن در چند نقطه می شد و موارد متعدد دیگر.
آمرین و عاملین شکنجه و کشتار:
احمدرضا رادان اوایل تاسیس این اردوگاه ابتدا هر پنجشنبه با هلی کوپتر همراه با معاونش عامریان (عامری)،حقی فرمانده گاردو کشمیری می آمدند و زندانیان بی دفاع را مورد شکنجه قرار میدادند.ولی این اواخر 3 بار در هفته با هلی کوپتر به اردوگاه مرگ سر می زدند. بعد خود احمد رضا رادان که با لوله زندانی را مورد شکنجه قرار می داد و به او می گفت :صدای سگ در بیار ،صدای خر در بیار شما از سگ و خر کمتر هستید. در دنیا اول اینجا است زندانی که زندانی را آدم می کنیم بعد ابوغریب و گوانتانامو ه سپس زندانیان را وادار به هل دادن دیوار می کرد و هر کسی در صفی که دیوار را هل می دادند عقب می مونده با لوله می زدند تا بمیره تا بیفته، اونجا یک تپه ای درست کردند بنان تپه سفید که سنگ لاخ بوده در زمستون و تابستون با پای برهنه و بدن لخت زندانیان را می زدند که از این تپه برند بالا و بیایند پایین ،خود اون سنگ لاخ پا و دست و همه جاشون را زخمی می کرده کومیجانی مسئول بازداشتگاه کهریزک3 روز در هفته  دوشنبه،سه شنبه ،پنجشنبه را به عنوان روز وعدۀ غذائی کتک زدن زندانیان گذاشته بودند . 8 نفر هم به عنوان گاردی با اتومبیل می آمدند که صورتهای خودشون را نقاب می زدند و عینک دودی که زندانیان نتوانند آنها را بشناسند . فرمانده  8 نفر فردی بنان سرهنگ پاسدار عبدی بود آنها از ساعت 09:30 تا ساعت 11:30 زندانیان بی دفاع را مورد شکنجه جمعی قرار میدادند. فرد دیگری بنام سروان پاسدار زندی معاون اردوگاه مرگ که در قتل تعداد زیادی از جوانان نقش داشت این فرد علاوه بر شکنجه وحشیانه معمولا وقتی که از کسی عصبانی باشد همیشه قفلی با خود دارد که به سر زندانی می کوبد که منجر به ضربه مغزی زندانی  می شد. افسر پاسدار ماکان از جمله افرادی است که علاوه بر شکنجه زندانیان بی دفاع خانوادهای زندانیان را هم مورد ضرب وشتتم و اهانت قرار می داد. 2 پاسداری که در شکنجه های وحشیانه خود که اکثرا منجر به قتل یا نقص عضو می شود به نام های سید موسوی و سید حسینی می باشند این دو فرد در آویزان کردن زندانیان و زدن ضربات کابل تا مرگ و بیهوشی در این زندان معروف هستند . وقتی که این 2 پاسدار سراغ آنها می آمدند همه میدانند که حکم قتل زندانی صادر شده است .
علی خامنه ای ولی فقیه  روز سه شنبه 6 مرداد ماه  دستور بسته شدن بازداشتگاه کهریزک را صادر کرد زیرا، بگفته وی  در آنجا معیارهای لازم برای حفظ حقوق بازداشت شدگان وجود ندارد. این در حالی است که در این اردوگاه مرگ دهها نفر به قتل رسیدند و صدها نفر در اثر شکنجه دچار صدماتی شدند و تا پایان عمرشان اثرات جسمی و روحی آنرا با خود دارند.علی خامنه
ای که افراد فوق مجری فرامین وی بوده از ترس به محاکمه کشاندن آنها   و افشای نقش خود اقدام به بستن شتاب زده و از بین بردن آثار جرم نمود و افراد فوق را برای ادامۀ جنایت علیه بشریت به شکنجه گاههای دیگر منتقل کرده است.
وضعیت غذائی و آب نوشیدنی زندانیان:
زندانیان علاوه بر شکنجه های طاقت فرسا در کرسنگی مفرط قرار داده می شدند.نهار زندانیان ساعت 17:00 بعد ظهر داده  می شود و جیره غذائی هر زندانی یک تکه نان به اندازه کف دست و یک سیب زمینی بود. شام آنها ساعت 12 شب بود اکثر زندانیان دچار سوءتغذیه شدید هستند. زندانیان از داشتن صبحانه محروم بودند. از زمان ورود زندانیان به این اردوگاه از خوردن چای محروم بودند.
وضعیت بهداشتی و درمان:
زندانیان از حداقل وسائل بهداشتی محروم بودند . آنها مدتها از رفتن به حمام محروم می شدند و از این طریق سعی در تحقیر آنها داشتند. برای رفتن به دستشوئی از بدو خروج از سوله مورد ضرب وشتم قرار می گرفتن تا جائی که خط قرمزکشیده شده بود  و دستشوئیها در آنجا قرار داشتند . تونل های از پاسداران باتون بدست که در هر دو طرف ایستاده بودند و آنها را مورد ضرب
وجرح قرار می دهند.این ضرب وجرح در حین رفت و برگشت علیه زندانیان بی دفاع بکار برده می شد . چیزی بنام درمان و دکتر وجود نداشت و از تمامی امکانات پزشکی محروم بودند.
ملاقات با خانواده ها:
اکثر زندانیان از داشتن ملاقات محروم بودند و خانواده های اندکی که موفق به گرفتن اجازه از قاضی می شدند و روزهای  پنجشنبه برای ملاقات با عزیزانشان مراجعه می کردند. مورد بیشرم ترین رفتارها قرار می گرفتند. خانواده ها مورد اهانت و ضرب وشتم قرار می گرفتند و گاها آنها را برای ساعاتی بازداشت می کردند. وسائلی که خانواده برای عزیزانشان می آوردند مانند میوه یا اغذیه از دست آنها گرفته می شد و آنها را مورد اهانت قرار می دادند. زندانیان تقریبا امکان هیچگونه تماسی با خانواده های خود نداشتند

 



احمدی‌نژاد باید وزیر کشورش را تحویل دادگاه می‌داد
عصر سه‌شنبه، 13 مرداد 1388
احمدی‌نژاد باید وزیر کشورش را تحویل دادگاه می‌داد؛ یک مرجع تقلید گفت
این محاکمات ننگ قضای اسلامی است
نامه تند آیت‌الله محقق داماد به هاشمی شاهرودی
دكتر سیدمصطفي محقّق داماد، استاد كرسي فقه و حقوق و فلسفه، با ارسال
نامه‌ی سرگشاده‌ای خطاب به آیت‌الله هاشمی شاهرودی، رئیس دستگاه قضایی،
از عملکرد وی در دوران ده ساله‌ی حضور در این سمت به ویژه عملکرد وی در
قبال حوادث پس از انتخابات به شدت انتقاد کرد و خطاب به او گفت: «ای‌کاش
در حوزه علميه به کار تدريس و پژوهش ادامه داده بوديد



افشاگری در مورد محسن سلطانی زاده (نفر سمت چپی در عکس) عضو بسیج و س‍‍‍‍‍پاه

محسن سلطانی زاده (نفر سمت چپی در عکس) عضو بسیج و س‍‍‍‍‍پاه و مدیر باشگاه ورزش قائم در خیابان تهران نو با تعدادی از بسیجیان و نوچه هایش به کوی دانشگاه حمله کردند که در این درگیری خود او نیز به شدت مجروح می شود به طوری که 15 روز در بیمارستان بود. برادر او مهدی نیز در لبنان در جنگ با اسرائیلی ها کشته شده. او با استفاده از کشته شدن بردارش و پولهای سپاه و بسیج باشگاه قائم و چندین باشگاه دیگر را ایجاد کرده و از آن به عنوان محلی برای آموزش نظامی به بیسجیان برای حمله به مردم بی گناه استفاده می کرد. دوستان دیگر اگر اطلاعات بیشتر از این جیره خوار دیکتاتور دارند در بخش نظرات مطرح کنند



 برخي ازکسانی که در مراسم تنفیذ احمدی نژاد شرکت داشتند آنها را بشناسيم و اگر به آنها دسترسي پيدا كرديم، بدون هرگونه بي احترامي، فقط از آنها بپرسيم:«چرا؟»
واحدي (مجري صبح بخير صدا و سيما)
حسين رضا زاده!
فريدون بيگدلي (خواننده صدا و سيما!)
محمد مايلي كهن!
افشين قطبي!
داود دانش جعفري!(وزير معزول دولت و رئيس ستاد محسن رضائي)
و چند مجري و خواننده گمنام تلويزيوني و ورزشكار ديگر
جهانگیر الماسی
احمد نجفی
صالح اعلا
وشریفی نیا



سلام به شما دوستان خوب ما
ایمیل های سفارت کشورهای خارجی در ایران را جمع آوری کردیم تا به آن ها
ایمیل بزنیم و دعوت کنیم که در تحلیف محمود شرکت نکنند. به ما کمک کنید و
در این حرکت شریک شوید. فرصت کمی داریم. آدرس ها به شرح ذیل است. نیازی
به یک ایمیل خیلی دقیق و کامل نیست. فقط به هر صورتی حتی فارسی برایشان
بنویسید که شرکت آن ها در این مراسم تایید یک دولت غیرقانونی است و باعث
آزردگی ایرانیان خواهد شد. چون در این سفارت ها مترجم هست نوشتن ایمیل به
فارسی مشکلی ندارد.
ambassaden.teheran@foreign.ministry.se;
ambassaden.teheran-visum@foreign.ministry.se;segreteria.teheran@esteri.it;BritishEmbassyTehran@fco.gov.uk
Tehran.Consular@fco.gov.uk; teh.vertretung@eda.admin.ch;
dfat-tehran@dfat.gov.au;
immigration.tehran@dfat.gov.au; teh@minbuza.nl;
ambassaden.teheran@foreign.ministry.se;
ambassaden.teheran-visum@foreign.ministry.se
شرکت شما در در مراسم تحلیف محمود احمدی نژاد تایید یک دولت غیرقانونی
است و باعث آزردگی ایرانیان خواهد شد

 


مضحکه محاکمه معترضان و روزنامه‌نگار ان را محکوم می کنیم

گزارشگران بدون مرز نگرانی شدید خود را از آغاز به اصطلاح " محاکمه" مسوولان و شرکت‌کنندگان در "اعتشاشات" اعلام می‌کند. در میان " عوامل میدانی " چندین روزنامه‌نگار نیز دیده می‌شود که در پی اعتراضا گسترده به تخلف و تقلب در انتخاب محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری در ٢٢ خرداد بازداشت شده بودند. خطر اتهام محاربه برخی از آنها را تهدید می‌کند.
گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام می‌کند " یک بار دیگر در مضحکه‌ای به نام دادگاه حقوق متهمان زیرپا گذاشته شد. آن دسته از متهمانی که وکیل داشتند، وکلایشان از برگزاری دادگاه بی خبر  بودند و تعدادی دیگر را به محل برگزاری محاکمه راه ندادند. دادگاه انقلاب هیچکدام از موازین داخلی و بین المللی را رعایت نمی کند. این یک دادگاه نبود جلسه بازجویی تزئین شده به شکل دادگاه بود. ما خواهان اعزام نمایندگان سازمان ملل متحد و کمیسر عالی حقوق بشر به ایران برای بازدید از زندان و ملاقات با زندانیان هستیم. "
محمد علی ابطحی وب نگار وبلاگ وب‌نوشت که در تاریخ ٢٦ خرداد ماه بازداشت شده بود و محمد عطریانفر مدیر مسئول بسیاری از روزنامه های ایران که در تاریخ ١٥ خرداد بازداشت شده بود از جمله " عوامل میدانی " بودند که به همراه  ده ها نفر دیگر  با اتهاماتی چون " شرکت" و یا عکس و فیلم برداری از تظاهرات به این دادگاه آورده شده بودند.
در کیفرخواست این افراد  "متهم" به " اقدام علیه امنیت ملی،
تخریب اموال شخصی مردم " و انقلاب مخملی" وبرهم زدن نظم عمومی شده‌اند. در بخش هایی از این کیفرخواست به  " اعترافات" روزنامه نگاران و متهمان استناد شده ااست، از جمله به "اعترافات" مازیار بهاری خبرنگار نیوزویک که در تاریخ ٢٦ خرداد بازداشت شده بود. و یا بدون نام بردن صریح به اعترافات "یک جاسوس اسرائیلی" که احتمالا اشاره به حسین درخشان وبلاگ نویس ایرانی است، که از تاریخ ١١ آبان ماه به گفته خانواده اش در زندان بسر می‌برد .  
صالح نیکبخت وکیل ده تن از زندانیان و از جمله محمد علی ابطحی، محمد عطریانفر، مازیار بهاری و محسن میردامادی به گزارشگران بدون مرز اعلام کرد : " من تا ساعت یازده صبح امروز از برگزاری دادگاه موکلان خود خبر نداشتم. بعد هم به محل دادگاه رفتم مرا به محل برگزاری محاکمه راه ندادند. پس از اصرار من آقای مرتضوی دادستان تهران گفت از فردا می توانید در دادگاه شرکت کنید. اما این دادگاه به دلیل عدم حضور وکلای متهمان بنا بر اصل ١٣٥ قانون اساسی مصوبه شورای تشخیص مصلحت غیر قانونی است و اظهارات زندانیان در این دادگاه هیج ارزش قانونی ندارد. من تا امروز نتوانسته ام با موکلین خود ملاقات و یا پرونده آنها را ببینم"
در این دادگاه فقط رسانه های نزدیک به دولت و  نهادهای قضایی – امنیتی حضور داشتند. و از حضور خبرنگاران مستقل جلوگیری شده بود. خبرگزاری امنیتی فارس اعلام کرده است که برخی از متهمان اگر به محاربه متهم  شوند به اشد مجازات محکوم خواهند شد.   
گزارشگران بدون مرز انجمن بين المللي  دفاع از روزنامه نگاران زنداني و آزادی مطبوعات بر مبنای اصل ١٩ اعلاميه جهانی حقوق بشر  است
 



فرزند شهید مطهری هم به جمع خس و خاشاک پیوست
محمد مطهری
حجت‌الاسلام و المسلمین محمد مطهری، فرزند شهید مرتضی مطهری، طی یادداشتی
که در سایت تابناک منتشر شده انتقاداتی بی‌سابقه نسبت به شرایط کنونی
مطرح کرده است. این یادداشت با اظهارنظرهای متعددی از جانب خوانندگان
تابناک نیز مواجه شده از جمله آن که:«این حرفها همون حرفهای خس و
خاشاک‌هایی است که روز به روز به جمع آنان افزوده می شود». شما هم اگر
نظری در خصوص این یادداشت دارید می‌توانید برای محمد مطهری ایمیل
بفرستید: muhammadmotahari@gmail.com متن کامل این یادداشت را در زیر
بخوانید.



يك مزدورديگرحكومت شناسايي شد

سرهنگ پاسدار سید عباس رسولی جانشین فرمانده عملیات ناحیه مقاومت بسیج
مقداد، غرب تهران , از جمله افرادی می باشد که در سركوب وكشتار شهروندان
تهران نقش دارد .
وي بعد از سرکوب و کشتار شهروندان تهرانی در منطقه غرب تهران و بخصوص
خیابان آزادی در دوشنبه بیست و پنجم خرداد، در روز نهم تیرماه مورد تقدیر
فرمانده سپاه محمد رسول الله (تهران بزرگ) سردار سرتیپ پاسدار عبدالله
عراقی قرار گرفت



حمایت از مجاهدین خلق در عراق وظیفه تمام نیروهای آزادیخواه، دمکرات و سوسیالیست است.
در پی سرکوب مبارزات آزادیخوانۀ مردم به جان آمده از 30 سال سرکوب و کشتار توسط رژیم جمهوری اسلامی ایران و اعتراضات جهانی، رژیم سرمایه داری اسلامی در ایران که مرگ خود را نزدیک میبیند و هر صدای مخالفی را خفه میکند، دست به کشتار مجاهدین خلق در عراق توسط دولت دست نشانده اش زده است . صرف نظر از هرگونه اختلاف نظر و بینش سیاسی، وظیفه تمامی نیروهای آزادیخواه ، دمکرات و سوسیالیست است  که این سرکوب را محکوم کرده و نسبت به قتل عام برنامه ریزی شده ای که توسط رژیم اسلامی هدایت میشود اعتراض نمایند.
سکوت در مقابل این جنایت رژیم که توسط عوامل دست نشانده اش در عراق صورت میگیرد، همراهی با نظامی است که در طول 30 سال گذشته با کشتار بی امان مخالفین توانسته است به زندگی جنایت بارش ادامه بدهد.
حفاظت از جان اعضای سازمان مجاهدین خلق در عراق، حفاظت از حق زندگی است، حفاظت از حقوق بشر است،حفاظت از آزادی اندیشه و بیان،  حفاظت از حق سازماندهی و تشکل است.  رژیم با حمله به سازمان مجاهدین در عراق ، دو هدف را دنبال میکند. هدف اول دفع توجه بین المللی نسبت به جنایاتی است که امروزه در برابر چشم جهانیان قرار گرفته و هرگونه توهم اصلاح پذیری این نظام توتالیتر و سرکوبگر اسلامی را در هم شکسته است . هدف دوم این است که در تداوم قتل عام مجاهدین در دهۀ 60، باقیماندۀ این تشکیلات را که در عراق پناهنده هستند را از میان بردارد.
کسانی که کشتار دهۀ 60 و کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 67 را بیاد دارند میبایستی نسبت به این حرکت جنایتکارانۀ رژیم اعتراض کرده و از قتل عام دیگری جلوگیری نمایند.
مجاهدین خلق ، مهرداد نیک شیر، فردین زمان ،محمد رضا بختیاری و مهرداد رضازاده تا کنون در حملات نیروهای دست نشاندۀ عراقی کشته شده اند. صدها نفر زخمی و 150 نفر دستگیر شده اند.
ما خواهان توقف حمله به پایگاه اشرف، پناه گاه پناهندگان سازمان مجاهدین، آزادی دستگیر شدگان و رسیدگی نیروهای مدافع حقوق بشر به این جنایت دولت عراق که در حمایت از رژیم ضد بشری اسلامی در ایران صورت میگیرد هستیم.



مسیرهای راهپیمائی برای چهلمین روز شهادت شهیدان راه آزادی در شهرهای ایران

اردبیل میدان آزادی
اصفهان سی و سه پل بوستان آئینه
اهواز فلکه سوم کیان پارس
ایلام میدان امام خمینی
تبریز چهارراه آب رسانی به طرف میدان دانشگاه
رشت پارک شهر خیابان انقلاب به طرف میدان ساعت
ساری پارک شهر خیابان انقلاب به طرف میدان ساعت
سنندج میدان اقبال، بلوار کشاورز
شیراز فلکه گاز، بلوار ارم به طرف فلکه نمازی
قزوین میدان عارف قزوینی
کرمان میدان مشتاقیه
مشهد پارک ملت، بلوار سجاد
همدان میدان ابوعلی تا میدان آزادی
یاسوج میدان هفت تیر
یزد چهارراه دولت آباد، جایگزین میدان امیرچخماق
تهران مصلا، پارک ملت در امتداد خیابان ولی عصر تا میدان محسنی



خامنه‌ای: ده سال است مجتبی‌ رهبری را بر عهده دارد

چند روز بعد از انتخابات و وضعیت پیش آمده، آقای حداد عادل، تعدادی از دوستان را به رستوران در خیابان آپادانا دعوت کرد که البته رستوران را شبانه قرق کرده و تعداد زیادی از آقایان از جمله آقای وحید ابو طالبی، آقای کوثری، آقای باهنر، آقای توکلی، آقای جوان بخت، آقای میر حجازی از دفتر رهبری و تعدادی دیگر از دوستان به اتفاق همسران خود در رستوران برای صرف شام و جشن پیروزی آقای احمدی نژاد و صحبت‌های حداد جمع شده بودند، بحث‌های مختلفی‌ سر میزها در زمان صرف شام بین دوستان میشد که یکی‌ از دوستان به نام آقای ابو طالبی به آقای حداد گفت، شما واقعا از دایره انصاف دارید خارج میشید می‌تونم دلیل این عمل رو از شما جویا بشم> آقای حداد به حدی عصبانی‌ شد که از کنترل خارج شد  و عنوان کرد برای من زندگی‌ دخترم و آقا مجتبی‌ مهم تر از آقای احمدی نژاد هست من به خانم خرسندی همسر آقای خامنه‌ای هم گفتم، که سرنوشت سید احمد خمینی برای من درس تلخی‌ بود و اگر خدای نا کرده مقام معظم رهبری را از دست بدهیم سرنوشت فرزندان ما مانند سر نوشت فرزندان امام خواهد شد، به همین جهت اول نپزیرفتم اما بعدا پس از صحبت با آقا ایشون فرمودند که اتفاقات بیت آقای خمینی در رابطه با فرزندان من نخواهد افتاد و مطمئن باشید بعد از من آقا مجتبی‌ لایق‌ترین فرد هستند، البته آقا فرمودن که این تنها نظر من نیست، آقای مؤمن آقای خوش وقت و دیگر علما نیز همین نظر را دارند، به همین جهت همه شما باید کمک کنید که آقا مجتبی‌ همانطور که کشور را الان رهبری می‌کند در آینده رسما رهبری کند من نیز به همین جهت راضی‌ به وصلت ایشون با فرزندم بودم، پس از شنیدن این صحبتها از آقای حداد دگرگون شدیم و تعجب کردیم که با حضور آقای میر حجازی و دیگران هیچ کس اعتراضی نکرد و همه ساکت ماندند، و عملا همه ما دچار وحشت عجیبی‌ شدیم، از آن شب به بعد من که یکی‌ از طرفداران مقام معظم رهبری در مجلس بودم دچار انفعال شدید شده‌ام و امیدوارم که مورد عفو پروردگار قرار بگیریم



جواد عباسی کنگوری معروف به "جواد آزاده" (یا آملی) سر تیم شکنجه بازداشت شدگان
منابع آگاه در تهران، مسوولیت اعتراف گیری از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب و نیز برخی از اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت به جواد عباسی کنگوری معروف به "جواد آزاده" (یا آملی) سر تیم شکنجه بازداشت شدگان پرونده قتل های زنجیره ای سپرده شده است.
جواد آزاده، تحت نظر احمد سالک، از نمایندگان رهبری در حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران، وظیفه شکنجه مصطفی تاج زاده، بهزاد نبودی، فیض الله عرب سرخی، محسن امین زاده، عبدالله رمضان زاده و سعید حجاریان برای واداشتن آنها به اعتراف ساختگی را بر عهده گرفته است. سالک همچنین عضو هیأت مرکزی نظارت بر انتخابات شورای نگهبان است که چند هفته پیش، وظیفه رسیدگی "بی طرفانه" به شکایات کاندیداهای معترض به تخلفات انتخاباتی را به عهده داشته است. مسوولیت جدید جواد آزاده، پس از آن به او سپرده شده که بازجویان قبلی، پس از چند هفته شکنجه رهبران اصلاح طلب، موفق به در هم شکستن مقاومت آنان نشده و در تکمیل مستندات مورد نیاز دولت برای مرتبط ساختن اعتراضات انتخاباتی به خارج از کشور، ناکام مانده اند.
منابع مطلع تاکید دارند که شخص رهبر جمهوری اسلامی بر لزوم اعتراف گیری از این افراد به هر قیمت ممکن تأکید کرده و به همین علت در پی ناکامی بازجویان قبلی، پرونده به جواد آزاده سپرده شده که تخصص وی در شکنجه بی حد و مرز برای کسب اعترافات ساختگی از متهمان است.
این در حالی است که به نوشته سایت نوروز، بر اثر شکنجه های شدید تیم بازجویی از اصلاح طلبان سید مصطفی تاج زاده در بیمارستان شهید مدرس بستری شده و کلیه هایش به واسطه تحمل ضربات سنگین کابل به شدت آسیب دیده است.



میرحسین : نمی شود ایران را به زندان ۷۰ میلیون نفری تبدیل کرد



ملت شریف و شجاع ایران زمین تجمع اصلي مردم ايران روز معرفي كابينه دولت غير قانوني احمدي نژاد به مجلس خواهد بود.
بايد يك تجمع چند ميليوني در ميدان بهارستان برگزار كنيم و مانع ورود قوم متقلب به خانه ملت شويم، تا آنجا كه در توان داريد اين موضوع را به همه اطلاع دهيد.
 



زنی در آستانه سنگسار در زنجان
سکینه محمدی که از چهار سال پیش در زندان مرکزی تبریز است، در آستانه‌ی سنگسار قرار دارد. او در تاریخ 1385/2/25 در شعبه 101 دادگاه جزایی اسکو در آذربایجان شرقی به اتهام داشتن "رابطه نامشروع" به نود و نه ضربه شلاق تعزیری محکوم و مجازات شد. پس از این که این پرونده مختومه اعلام شده بود، شعبه ششم دادگاه کیفری استان آذربایجان شرقی، در تاریخ 1385/6/19 در رابطه با پرونده‌ی دیگری مجددا اتهام "زنای محصنه" به وی منسوب کرده و بدون دلایل و مدارک کافی تنها با استناد به "علم قاضی" حکم سنگسار را برای سکینه محمدی تعیین می‌کند. در حال حاضر پرونده‌ی سکینه محمدی در اجرای احکام تبریز است و امکان سنگسار وی در آینده‌ی نزدیک وجود دارد



به رفقا و دوستان اعتصاب کننده در برلین، وانکوور و تحصن سه روزه لندن

رفقا و دوستان مبارز! شما در شرایطی اقدام به تحصن جهت افشای ترور، خفقان، شکنجه و اعدام مبارزان در داخل و برای آزادی زندانیان سیاسی از شکنجه گاههای رژیم می کنید، که مردم ایران جان بر کف، در مبارزه ای سخت و دوران ساز علیه رژیم جنایت کار و فاشیست جمهوری اسلامی وارد شده اند. اهمیت اقدام شما تنها در این نیست که سیاست و عملکرد ضد بشری و جنایت کارانه ی رژیم اسلامی را افشاء می کند بلکه از آن بیش و بویژه رساندن صدای توفنده آزادی خواهان ایران به گوش جهانیان و نیروهای مترقی در سطح جهان است. به هیچ وجه تصادفی نیست که نیروهای مرتجع و وابسته به جناح های معینی ازرژیم اسلامی، درست هم زمان با اعتصاب شما، با حمایت گسترده ی رسانه ها و جریانات سیاسی امپریالیستی دست به اعتصاب غذا، تظاهرات و کوشش های مختلف زده اند تا شرایط جهانی و داخلی را به سود جناح دیگری از رژیم رقم زنند. در چنین شرایطی وظیفه هر نیروی انقلابی و آزادی خواه اعلام موضع صریح و روشن در مقابل همه جناح های رژیم و خواست سرنگونی کلیت آن می باشد. ما با ابراز همبستگی کامل با اقدام مبارزه جویانه ی شما آرزوی رشد و گسترش جنبش کارگران و زحمت کشان ایران تا سرنگونی کامل رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی و برقراری نظامی اجتماعی که آزادی فرد پیش شرط آزادی همه جامعه باشد!

سرنگون باد جمهوری اسلامی!
زنده باد سوسیالیسم!

مونترال 25 ژوئیه 2009
پروانه قاسمی، جابر کلیبی



حداد عادل و بانو در انگلیس
زیارت قبول حاج آقا
حال و احوال چطوره؟
چه سعادتی که شمارو در لندن در فروشگاه primark زیارت می‌کنیم!
چقدر  این مانتو و روسری به حاج خانوم میاد ماشالله، حیف  که تو ایران مجبورا چادر سرشون کنن! آخه ظاهراً مردای انگلیسی می‌تونن ایشونو بدون چادر ببینن ولی‌ مردای ایرانی نه!
راستی‌ نمیدونم چرا با زیارت شما در اینجا بد جوری یاد شعار مرگ بر انگلیس افتادم که این همه سال با هم تکرارش کردیم، لابد اونم فقط مال توی ایرانه، مگه نه؟!
خوب حاج آقا با اجازتون، دفعهٔ بعد که به سلامتی بلاد کفر تشریف آوردین حتما در خدمتتون باشیم،
اجرتونم بابت این همه سعی‌ و تلاش تو مراکز خرید لندن با خانوم فاطمهٔ زهرا
!

               



خبر بسیار مهم و موثق
دیشب در یک جلسه سری وبسیار محرمانه که بین آقا مجتبی ( پسرخامنه ای ) و
چند تن از سران رده بالای سپاه برگزار گردید مقرر شد :
{
احمدی نژاد قربانی شود }
اما
موضوع از چه قرار است ؟ در این جلسه بنابر این شد در صورتی که اعتراضات
مردمی همچنان ادامه یابد تا جایی که حاکمیت با خطر روز افزون و بیشتری
مواجه شود باید طبق یک نقشه از پیش تعیین شده و دقیق آقای احمدی نژاد مورد
سوقصد قرار گرفته و بطرز فجیعی کشته شود .
اما تبعات این حادثه :
1 - سپاه عملا وارد عمل می شود و با یک کودتای تمام عیارو به عنوان  بروز
وضعیت قرمز و
بحرانی در کشور و در خطر بودن اسلام و ولایت فقیه و
هم چنین احتمال حمله بیگانگان یا کودتای عوامل آنها در داخل زمام امور
کشور را بدست خواهند گرقت
2 - بعد از چند روز عده ای به عنوان عوامل ترور دستگیر می شوند و در
اعترافات خود عنوان می کنند که از اصلاح طلبان و به طور مشخص از طرف
آقایان موسوی و کروبی مورد حمایتهای ایدئولوژی و لجستیکی بوده اند
و بدین ترتیب
الف :  بهانه لازم  و کافی
را برای برخورد قهرآمیز را با جناح اصلاح طلب
و به خصوص با آقایان موسوی و کروبی را خواهند داشت
ب :  مردم ایران که در بهت و حیرت حادثه ترور و عمل کرد سریع و خشن سپاه
هستند کاملا ساکت خواهند ماند و تنها نظاره گر خواهند بود
ج :  تمام دولتها و کشورهای جهان یعد از کشته شدن آقای احمدی نژاد در موضع
انفعالی قرار خواهند گرفت و به خشونتهای جاری اعتراضی نخواهند کرد
3 -  آقای خامنه ای ( ولی فقیه ) از حرف خود مبنی بر عدم تجدید انتخابات
پا پس نگذاشته است
4 -  همه مخالفان نظام و ولایت فقیه به نحو گسترده و بیسابقه ای و به
شدیدترین و بی رحمانه ترین وضع ممکن سرکوب خواهند شد
5 -  مدتی بعد در یک انتخابت نمایشی فرد مورد نظر خود را به مقام ریاست
جمهوری منتصب خواهند کرد (بدون کوچکترین صدای مخالفی)
6 -  برای مدت زیادی حاکمیت نظام تثبیت خواهد شد



گسترده روزنامه های  جیره خور حامی دولت کودتاگر احمدی نژا د  یعنی روزنامه های ایران و جام جم و کیهان و وطن امروز و ....توسط مردم ، شاهد برگشت خوردن هر روز این روزنامه ها به دفتر روزنامه بودیم اکنون برای حمایت از روزنامه های منتقد دولت و حامی مهندس میر حسین موسوی برای چاپ تیراژ بالاتر لطفا تا جایی که می توانید با خرید آنها به حمایت مالی و معنوی از سردبیر و دفتر نشریه بپردازید هیچ روزنامه از صدای عدالت،اعتماد ملی ، مردم سالاری،آفتاب یزد،اعتماد و..... نباید برگشت داده شود .با پس گرفتن تبلیغات خود از روزنامه های دولتی و چاپ آنها در روزنامه های  مذکور حمایت هرچه تمام تر خود را از آنها اعلام کنید



چندی پیش برگزاری رفراندوم اعتماد به حکومت از طرف محمد خاتمی رئیس جمهور سابق کشورمان مطرح شد که طبق پیش بینی های ساده و معلوم با مخالفت شدید و تند قشر عقب افتاده و متحجر حاکم بر کشور روبرو شد و بسیاربسیار بعید است که تحقق پیدا کند.
طبق معمول باز هم سردمدار قشر بدخواه ملت و واپس گرای حاکم جناب شریعتمداری (لعنه الله علیه) در روزنامه ی کیهان (کمال النجاسات) با وقاحت تمام باز هم این پیشنهاد را توطئه غرب برای هرج و مرج در ایران خواند و با مطلب طنزی پیشنهاد بی نقص خاتمی را مورد تمسخر قرار داد.
به راستی اگر آمریکا و انگلیس نبودند بار کور دلی و عقب افتادگی این جناح را بر گردن چه کسی باید می انداخت؟
محمد خاتمی(دامه برکاته) که یک روحانی متشخص روشن فکر و با معلومات است تنها راه فرار از بحران را برگزاری این رفراندوم دانست.
در اینجا با نظر سنجی از شما می خواهیم بدانیم نظر شما در مورد این پیشنهاد چیست؟





این عکس به شیوه ای کاملا سری از قربانیانی گرفته شده که سحرگاه روز 28 تیر ساعت 4 صبح به گونه دسته جمعی در زندان اوین تهران کشته شده اند



از میان ایمیل های رسیده از چهار گوشه جهان، صفحه دوم
برای رفتن به صفحه یکم روی همین خط کلیک کنید