بهداشت
 

شکر میان کلام
 

نوشته های رسیده
 

 عکس های رسیده
 

مقاله های انتخابی
 

 ادبیات
 

گفتارها
 

Magazine in English
 

ویدئو
های انتخابی

Contact Us
پیوند با ما

تریبون آزاد نشریه پوشه

 مشاغل ایرانیان

Links

همگانی

Archives in
 English


در بخش تریبون آزاد نشریه پوشه شما با هر باور سیاسی یا گروهی، میتوانید سخنان خود را با دیگران در میان بگذارید

صفحه نخست نشریه پوشه



پیش در آمد
دوستان گرامی توجه داشته باشند که بخش تریبون آزاد نشریه ی اینترنتی پوشه جائی بسیار اندک دارد و از وسعت آنچنانی برخوردار نیست . بنابراین مهر ورزیده نوشته های کوتاهشان را برای ما بفرستند تا هم ما در زیر بار خجالتشان نمانیم و هم بازدید کنندگان حوصله بازدید و خواندن نوشته را تا اخر داشته باشند . از مهری که در این مورد می ورزید سپاس بیکران دارم

سردبیر


پیام "همبستگی" و سردرگمی اپوزیسیون
از:
خشایار رُخسانی

چکیده:
در هفتۀِ گذشته جُنبشی به نام "همبستگی برای دمکراسی و حقوق بشر" سربرآورد که خواستار سازماندادن به آن "اکثریت خاموش" از مردم ایران و فرارویاندن آنها یک نیروی سوم میباشد. اُمید میرفت که سازمان های مردمسالار ایران با شنیدن پیام این جَنبش نوپا که بازتاب دهَندۀِ بانگ و  سِدای اکثریت خاموش میباشد، آن را در دُنبال کردن هدفش که نهادینه کردن حکومت مردم بر مردم است، پُشتیبانی میکردند. ولی سازمان های مردمسالار ایران آنچنان سردرگم در گردوغبار گُزیدمانی پیش رو هَستند که نه تنها گوشی برای شنیدن پیام این جَنبش را ندارند، ونکه (بلکه) آنها نیز که گوشی دارند، در برابر این جُنبش، رزم آریی کرده اند. این نوشتار تلاشی برای پاسُخگویی به آن بَخش از اُپوزیسیون میباشد، که درمانده از بازشناختن ِجایگاهِ میان ِ دوست و دُشمن است!

سرآغاز:
در دوشَنبه گُذشته، چهارم خُرداد 1388 گُروهی از سازمان هایِ مَردمسالار ایران، از جبهۀِ ملی ایران در تهران به فرنشینی اُستاد ادیب برومند گرفته تا جبهۀِ دمکراتیک ایران به رهبری آقای حشمت تبرزدی و بسیاری از کسانِ سرشناس همانند آقایِ دكترفريبرز رئیس دانا که زندگی خودشان را پیشکش سراَفرازیِ مردم ایران در پیکار برای آزادی و هودۀِ آدمی (حقوق بشر) کرده اند، با برپایی نهادِ "همبستگی برای دمکراسی و حقوق بشر" گام ِخُجسته و آسیمی (عظیمی) را برایِ سازمانددادن "اکثریتِ خاموش" در راستایِ برپا کردن ِحکومتِ مردم بر مردم برداشتند [1].
این
"نهادِ هَمبستگی" با بیرون دادن ِیک منشور دوازده ماده ای از هَمِۀِ آزادیخواهان درخواستِ همکاری برایِ به انجام رساندن و نهادینه کردن بُنپایه هایِ (اصول) آمده در این منشور را کرد که میتوانند داتواری (حاکمیت) مردمی را در این کشور پایندان کُند (تضمین کُنند). اُمید میرفت که پیام ِ جُنبش ِآزادیخواهانۀِ این بُزُرگواران که دلاورانه با پیشگام شدن و با بجان خریدن پَژمرگ هایی (خطرهایی) که میتوانند هر دَم  خَشم و واکُنش بیخردانۀِ  بَنیادگرایان در تهران را براَنگیزانند، از سویِ اُپُوزیسیون مردمسالار ایران شَنیده میشُد و آنها با دستان و آغوشی باز از این نهادِ "همبستگی" پیشوازی میکردند. ولی شوربختانه اُپوزیسیون مردمسالار ِایران این روزها به اَندازه ای سَردَرگُم و یا فریفتۀِ این نمایش هایِ بسامدیِ (تکراری) گُزیدمانی و فرمایشی شُده است، که گوش شنوا برای شنیدن پیام این نهادِ "همبستگی"، ندارد. و میخواهد شورانگیزتر از دوران پیشین، با هُماسیدن (شرکت کردن) در بازی ای که باختِ آنها از پیش برنامه ریزی شده است، و با پیشگام شُدن برایِ روشن نگهداشتن آتش ِتنور ِ این نمایش هایِ فرمایشی، هر بار با سرافکندگی بیشتر، ناگُزیر از افزودن بر شُمار راندمان های ِ تازه ای در آزمون هایِ شکست خورده برای بهینه کردن (اصلاح کردن) ساختار خودمکامگی آخوندی شود. در این میان آن بخش از اُپُوزیسیون که بیشتر از همه سرگشته تر و هامین تر است، با جابجا کردن رَدِۀِ (صف) دوست و دُشمن، بجای پُشتیبانی از نهادِ "هَمبستگی برایِ دمکراسی و حقوق بشر" در برابر ِآن رَزم آرایی میکُند [2]. چرا؟
خُرده گیری این بخش از اُپُوزیسیون از منشور این نهادِ
"همبستگی" از اینرو ست که این جُنبش نوپا، تیناب (رویای) خوش این دوستان را که سال ها به آن خوی گرفته اند بَرهم زده و آشفته کرده است؛ رویایی که میخواهد با هُماسِش (شرکت) پویا در یک گُزیدمان ِبیدادگرانه و ناآزاد "قدرت مانور نظارت استصوابی شورای نگهبان" را  کرانمند کُند (محدود کند)
« دنباله نوشته را در ستون روبرو بازدید کنید »


و حکومت اسلامی را بَهینه سازد (اصلاح سازد). آنهم با هماسیدن (شرکت کردن) در گُزیدمانی که نه آزاد است . زیر که نُخُست، هیچ نامزدِ ناوابسته به باندِ حکومتچیان، ژایشی (شانسی) برای برگُزیده شدن از سوی مردم را ندارد و دوم اینکه دادگرانه نیست، زیرا بدون ِباشندگی ِ گروهایِ بازرسی ِسازمان ِملل از ستادهایِ رای گیری، با "آزمون ِدَرخشانی" که وزارتِ کشور حکومت اسلامی در دُزدی، دستدرازی و جابجایی رای مردم در گُنجایش میلیونی دارد، نمیتوان به برآیند رای گیری اَپَستامی داشت (اعتمادی داشت).
اکنون در سامه ای (شرایطی) که آقایِ کروبی آشکارا مرز ِسُرخ خود را نشاخت کرده است (تعیین کرده است) که همانا سُتوهیدن و گردن گُزاردن به دستور ِولایت فقیه و پایبند بودن به فرمان آیت الله خامنه ای است، این بخش از اُپوزیسیون ساده دل که آقایِ کروبی را در خاستگاهِ نامزدِ خود برگُزیده است، آنچنان فریفتۀِ پیمان ها و وعده هایِ بدون پُشتیوانۀِ گُزیدمانی او گَشته است که بدون باور داشتن به مرزهایی سُرخ آقایِ کروبی، از او اُمید به یک دگرگونی ساختاری در این کشور را دارد؛ به آرش (یعنی)، از دگرگونی ِدات های پایه ایِ (قانون اساسی) کشور گرفته تا برچیده شدن ِشورای نگهبان و دگرگونی ِساختار ِتئوکراسی مذهبی به یک ساختار ِ اینجهانگرا (سکولار) و  برگُزاریِ گُزیدمان آزاد. هُمِۀِ این اُمیدهایِ واهی، بدون ِرویکرد به این آزمون ِپُر هَزینه است که این پیمان ها نیز بَخشی از پیمان های (عدهای) گُزیدمانی آقای محمد خاتمی نیز بودند، ولی هنگامیکه او خود را با راستینگی هایِ (واقعیت) موجود در کشور رو در روی دید، درخواستِ آزادیخواهان برای دگرگونی ِدات هایِ پایه ای (قانون اساس) کشور را یک
"خیانت" نامید؛ زیرا که او یک آخوند بود. و آقایِ کروبی نیز یک آخوند است؛ و آخوندی که نه از اراده ای برایِ دگرگون کردن ِساختار ِرژیم برخوردار است و نه خواستِ دل او باشد که مُهندس فروپاشی یک تئوکراسی شیعی گردد، که پس از 1400 سال آلترناتیو بودن (alternative)، قدرتِ را بدست آورده است، نمیتواند امام زاده ای باشد که این اُپُوزیسیون ساده دل ِ ایران بخواهد به او دخیل به بَندد. و دیگر اینکه از آنجا که آقای کروبی به شایستگی، فرمانُبرداریِ فروتنانۀِ خود از آیت الله خامنه ای را با سُتوهیدن (تسلیم شدن) به "حکم حکومتی" او به آشکاری، نشان داده است، در صورتِ پیروزیش، آقای کروبی میتواند تنها پردۀِ دوم نمایش آقای محمد خاتمی را به انجام رساند، به زبان دیگر در دورۀِ زمامداری او، دولتِ سایۀِ بُنیادگریان، همراستا (موازی) همانند دورۀِ محمد خاتمی به غنی سازی اتمی و گُسترش آشوب و جنگ از راه کمک به طالبان و شورشیان در عراق و لبنان و فلسطین ادامه خواهد داد و سرمایه هایِ ایران را همچنان دود کرده و به هوا میدهد  و در این میان آقای کروبی تلاش خواهد کرد تا با بُزک کردن ِسیمایِ نمادین (ظاهری) رژیم آخوندی، برایِ آن ارج جهانی بدست آورد.
جایِ شِگفتی اینجاست که این بخَش ساده دل اُپوزیسیون ایران با آنکه آگاهانه و فروتنانه میخواهد در گُزیدمانِی به هُماسد (شرکت کُند) که نه آزاد است و نه دادگرانه و شورای نگهبان هودۀ همبودگاهی  (حقوق اجتمایی) آن را با گُزینش هایِ فرمایشی و فیلتر کردن نامزدها، به زیر پا گذاشته است، از منشور ِدوازده ماده ای ِنهاد "همبستگی برایِ
« دنباله نوشته را در ستون روبرو بازدید کنید »




دمکراسی و حقوق بشر" خُرده میگیرد که به شَوَندِ (به علت) اینکه در این منشور از "هودۀ (حق) گُزیدمان آزاد" گفته ای به میان آورده نشده است، "رسا نیست" و از آنجا که بازنمودِ (تعریف) منشور
"
همبستگی"  در جدایی دین از حکومت، "روشن نیست" پس این ماده نیز پُر از "کاستی است". برایِ آن آزادیخواهایی که دوازده مادۀِ منشور ِنهادِ "همبستگی" را خوانده است و چَشم خَردِ او در بَند پیمان ها و وعدهای دروغ و بدون پُشتوانۀِ آقایِ کروبی و دیگر نامزدهایی گُزیدمانی، نابینا نشده است، به رسایی روشن است که هنگامیکه منشور "همبستگی" در مادۀِ دوم خود از
"پذيرش مفاد منشور سازمان ملل متحد و اعلاميه ي جهاني حقوق بشر و ميثاق هاي آن" گفته به میان میآورد، و در مادۀِ سوم خود "حاكميت قانون برخاسته از اراده ي آزاد مردم" را بازنمود میکُند و هنگامیکه در مادۀِ چهارم خود از "تغيير قانون اساسي و حذف اصل هاي مغاير با حاكميت ملت،" گفته به میان میآورد، هودۀِ (حق) گُزیدمان آزاد در هر سه ماده ای که در بالا آورده شده است، باید که پیش پیغان (پیش فرض) برایِ انجام این سه درخواست باشد. در این میان چیزی که بیشتر از همه "دل نشین" است، این راستینگی (واقعیت) است که آقای احمد تقوایی زمانی از کاستی برنامۀِ اینجهانگرایی (سکولاریسم) منشور "همبستگی" بر پایۀِ "جدایی دین از دولت"، خُرده میگیرد، که خود از روی ناچاری برای به انجام رساندن برنامۀِ سکولاریسم پنداشتی (تخیلی) خود به آقای کروبی که یک آخوند است پناه میبرد.
آقایِ احمد تقوایی میگویند:" مهم ترین موضوعی که به کانون رقابت انتخاباتی ِکنونی راه یافته و توجه افکار عمومی را به خود جلب کرده است، موضوع تقدس قانون اساسی جمهوری اسلامی و یا تغییر یا اصلاح آن بر پایه حقوق ِشهروندی است"، و بدینسان او
"ذوق زده" میشود که به پاس جوّی که در گُزیدمان چیره است، درخواستِ دگرگونی ِدات هایِ پایه ای (قانون اساسی) حکومت اسلامی ، درهال فراگیر شدن به یک گُفتاوردِ همگانی میباشد، ولی او همزمان منشور "همبستگی" را که در مادۀ چهارم آن به "تغيير قانون اساسي و حذف اصل هايِ مغاير با حاكميت ملت،" نمار میکند (اشاره میکُند)، ابزاری میداند که به "تنزل و سردرگمی در گُفتمان انتخابات کمک میکُند"!!!
در پایان اینکه جای شگفتی نیست، هنگامیکه خَرَدِ کسی مانند آقای احمد تقوایی که داوشِ (ادعای) روشنبینی و آزادیخواهی دارد، کُرپانی (قربانی) درگاهِ دروغ پروری آخوندی شود، نه تنها از دریافتن مَهین ترین (مهم ترین) ارزش های آدمی و همبودگاهی که دادورزی و عدالت است ناتوان بماند، ونکه (بلکه) او  آن را در خاستگاهِ "اقتصادِ گداپروری" و گسترش فرهنگِ "دولت محوری" خوار بشُمارد؛ ارزش ِهمبودگاهی مَهینی (مهمی) که از سوی نهادِ "همبستگی"  در ماده دوازدهم آن بازنمود شده است تا با "توسعه همه جانبه اقتصادي و اجتماعي همراه با گسترش عدالت اجتماعي و نفي هرگونه بهره كشي"  یکی از ستون های مهین (مهم) دمکراسی را پی ریزی کُند. از آنجا که دادورزی ( عدالت) و آزادی دو ستون مَهَست (مهم) در پرپایی دمکراسی میباشند، برای کسی که مینش دادورزی و عدالت را با "اقتصاد گداپروری" یکی به ویچارد (تعبیر کُند)، او از پیش جایگاه خودش در میان رَدۀِ هواداران مردمسالاری و خودکامگی، نشاخت کرده است (مشخص کرده است).                              
با این همه، آقای احمد تقوایی در نوشتار ِخُرده گیرانه شان از منشور "همبستگی برایِ دمکراسی و حقوق بشر" با بکار گیری هَمِۀِ هنر شِگِفت انگیزشان در سفسطه بافی و آسمان ریسمان کردن ها، برایِ خام کردن ساده دلانی چون خودشان و کشیدن آنها به پای صندوق های رای و گرم نگه داشتن تنور این نمایش ها، درمانده از پنهان کردن پَرتو دَرخشان پیام خُجستۀِ نهادِ "همبستگی برای دمکراسی و حقوق بشر" در پُشتِ دیوار ِ سیاهِ کوردلی ها و کَژپنداریهای خود شده اند؛ پیامی که بازتاب دهندۀِ فریادِ سدسالۀِ مردم ایران برای رسیدن به آزادی و دمکراسی ست.


نوشته های سیاسی، اجتماعی خود را برای نشریه اینترنتی پوشه ایمیل کنید
( کلیک )